سامانههای غذایی غیرپزشکی NONMEDICAL DIETARY SYSTEMS
برخی سامانههای غذایی بیشتر به دلایل اخلاقی یا زیباییشناختی پذیرفته میشوند تا دلایل پزشکی. رژیمهای کمچربی و کمکربوهیدرات از محبوبترین رویکردهای بیشمار برای کاهش وزناند. غذاهای گیاهخواری و ارگانیک نیز—بهطور جداگانه و در ترکیب با هم—روزبهروز محبوبتر میشوند.
همانند سامانههای غذایی پزشکی، سامانههای غذایی غیرپزشکی هم توسط بازاریابها و هواداران تبلیغ میشوند. پیروان این رژیمها اغلب به فواید سلامت و سبک زندگیِ انتخابهای خود عمیقاً باور دارند، حتی زمانی که شواهد علمیِ قابلاتکا برای پشتیبانی از آن باورها وجود نداشته باشد.
بزرگترین کارآزمایی بالینیِ کنترلشدهی برنامههای کاهش وزن که تاکنون انجام شده است به این نتیجه رسید که هر سامانهی غذایی میتواند به شما در کاهش وزن کمک کند—به شرط آنکه کالری کمتری نسبت به رژیم معمول شما فراهم کند. اما ترفندِ کاهش وزن صرفاً کم کردنِ وزن نیست، بلکه حفظ آن هم هست. همان مطالعه نشان داد که شرکتکنندگان معمولاً تنها پس از یک سال دوباره شروع به اضافهوزن پیدا کردن میکنند.
برخی دانشمندان این مطالعه و مطالعات مشابه را بهدلیل ایرادهای روششناختی مورد انتقاد قرار دادهاند؛ پژوهشهای دقیقتری در دست انجام است که باید روشن کند آیا محدودیت کالری واقعاً کلید کاهش وزنِ ماندگار هست یا نه.
در همین حین، علم موجود خبرهای خوبی هم دربارهی وزن ارائه میدهد: داشتنِ مقدار اندکی اضافهوزن شاید آنقدرها هم که همواره به ما توصیه شده، بد نباشد. یک مطالعهی آیندهنگر ۱۲ ساله روی بیش از ۱۱٬۰۰۰ بزرگسال نشان داد افرادی که بر اساس شاخص تودهی بدنی (BMI) در گروه «اضافهوزن» (اما نه «چاق») طبقهبندی شدند، کمتر از همتایانِ با وزنِ بهاصطلاح «نرمال» خود در اثر هر علتی جان باختند. بااینحال افرادِ کموزن ۷۳٪ بیش از افراد با وزن نرمال در معرض خطر مرگ بودند. اندکی «لایهی حفاظتی» ممکن است—بهویژه برای سالمندان—ذخایری فراهم کند که برای مقابله با نیازهای متابولیک مبارزه با بیماری لازم است.
روندهای رژیمی Diet Trends
رژیمهای مختلف در طول سالها میآیند و میروند؛ حاصل مُدها و سلبریتیها—و گهگاه ایدههای علمی نو. در ایالات متحده، پایبندی به همهی رژیمها در ژانویه به اوج میرسد، بهدلیل محبوبیت همیشگی تصمیمهای سال نو برای کاهش وزن. هرچه سال پیش میرود، علاقه به رژیم گرفتن فروکش میکند—و سپس کل چرخه دوباره آغاز میشود و صنعت چندمیلیارددلاری کاهش وزن را سوخترسانی میکند.
رژیمهای کاهش وزن Weight-Loss Diets
وعدهی کاهش وزن موتورِ صنعتی عظیم است که تنها در ایالات متحده هر سال میلیاردها دلار درآمد دارد. در گذر زمان—مشابه با الگوی ظهور و تبلیغ سامانههای غذاییِ پزشکی—دهها برنامهی کاهش وزن منتشر و بازاریابی شدهاند.
هیچکس مسئولیت نگارش برنامهی الگووار را بر عهده نگرفته است—رژیم گریپفروت—که از دههی ۱۹۳۰ در گردش بوده. از آن بهعنوان راهی سریع و کوتاهمدت برای کاهش وزن یاد میشد. هرچند فرض بر این است که نوشیدن آب گریپفروت یا خوردن میوه همراه با پروتئین باعث کاهش وزن میشود، این رژیم—که کربوهیدرات را به سبزیجات و گریپفروت محدود میکند—بهطور متوسط آنقدر کالری اندکی در روز فراهم میکند که اکثر افراد در کوتاهمدت ناگزیر وزن کم میکنند.
یک مطالعهی کوچک نشان داد افزودن گریپفروت به رژیم غذایی شاید فراتر از قصههای قدیمی باشد: ۹۱ بیمار چاق دارای سندرم متابولیک بهطور تصادفی انتخاب شدند تا به مدت ۱۲ هفته یا دارونما دریافت کنند یا گریپفروت در اشکال مختلف—کپسول، آبمیوه، یا میوهی تازه. همهی کسانی که گریپفروت مصرف کردند وزن کم کردند و پاسخهای انسولینیِ پس از خوردن در آنها بهبود یافت (یعنی بدنشان گلوکز را مناسبتر از خون به سلولها میبرد)، اما کسانی که نیم گریپفروت تازه را پیش از هر وعده میخوردند بیشترین کاهش وزن را داشتند (۱٫۶ کیلوگرم / ۳٫۵ پوند در ۳ ماه) و بهترین وضعیت انسولین پس از غذا را نشان دادند. نویسندگان یادآور شدند که نیم گریپفروت تازه کالری کمتری از مقدار آب گریپفروتی دارد که آزمودنیها نوشیده بودند و فیبر بیشتری دارد که احساس سیری را تقویت میکند. اسیدیتهی گریپفروت همچنین ممکن است غذا را مدت بیشتری در معده نگه دارد و بازگشت گرسنگی را به تأخیر بیندازد.
در اصل، تنها چیزی که علم با قطعیت دربارهی کاهش وزن میتواند بگوید این است که محدودیت کالری اگر بتوانید آن را حفظ کنید، کارساز است. اما حتی مقاومترین کارآزماییهای کنترلشده هم از سوی برخی دانشمندان بهدلیل فهرست بلندی از مشکلات روششناختی مورد انتقاد قرار گرفتهاند؛
