فصل ۱: تاریخ نان | Chapter 1: History of Bread

فصل ۱: تاریخ نان | Chapter 1: History of Bread

فصل ۱: تاریخ نان | Chapter 1: History of Bread

جهان باستان | The Ancient World

نان یکی از کهن‌ترین خوراک‌های آمادهٔ بشر است. شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که انسان‌ها بیش از ۱۴ هزار سال پیش، بسیار پیش از پیدایش کشاورزی، گونه‌های ابتدایی نان را می‌ساختند. این نان‌های نخستین احتمالاً نان‌های تخت بودند که با آردِ درشتِ حاصل از ساییدنِ غلاتِ وحشی، مخلوط با آب، و پختِ خمیر روی سنگ‌های داغ کنار آتش تهیه می‌شدند.

کشف اینگورنِ وحشی و جوِ وحشی در محوطه‌های باستانی نشان می‌دهد که شکارگران‌ـ‌گردآورندگان با ساییدن و پختنِ غلات آزمایش می‌کردند—فرآیندی که در نهایت زمینه‌سازِ کشاورزی شد. نان در این مرحله ساده و متراکم بود، اما جهشی عظیم در فرآوریِ غذا به‌شمار می‌آمد.

حدود ۱۰ هزار سال پیش، با انقلاب کشاورزی، انسان‌ها به‌طور نظام‌مند به کشتِ گندم، جو و دیگر غلات پرداختند. این امر نان‌پزی را دگرگون کرد: به‌جای اتکا به گردآوریِ فصلی، مردم منابع غذاییِ باثباتی داشتند. نان به‌سرعت به غذای اصلی در هلالِ حاصل‌خیز بدل شد و به مصر، بین‌النهرین و فراتر از آن گسترش یافت.

اغلب مصریان را بانیِ نانِ ورآمده می‌دانند؛ احتمالاً وقتی مخمرهایِ وحشی خمیرِ رهاشده را تخمیر کردند این کشف رخ داد. این فرآیندِ اتفاقی قرص‌هایی سبک‌تر و هواگیرتر پدید آورد که محبوب و فراگیر شد. نان در مصر چنان مرکزی بود که به‌عنوان واحدِ ارزش/ارز به کار می‌رفت و در قبور نیز برای جهان پس از مرگ می‌گذاشتند.

تا زمان یونانیان و رومیان، نان به نشانگرِ فرهنگییی بسیار پالوده بدل شده بود. طبقات گوناگون نان‌های متفاوتی می‌خوردند—نانِ سفیدِ نرم برای ثروتمندان، نانِ تیرهٔ درشت برای فقرا. رومیان نان‌پزی را صنعتی کردند، نانوایی‌های بزرگ برای تغذیهٔ شهرهایشان برپا نمودند و نان به ابزاری سیاسی تبدیل شد، گره‌خورده با شعار مشهور: «نان و سیرک» (bread and circuses).


تاریخ | HISTORY

بسیاری از نان‌های امروزی که می‌خریم—چه در سوپرمارکت‌ها و چه در نانوایی‌های هنریِ شیک—گذشته‌ای زرین را به‌یاد می‌آورند: وقتی نانواها پیشِ آتشی فروزان، صبورانه، قرص‌های روستایی‌شان را ورز می‌دادند. به‌طور ضمنی، مردم می‌پندارند که نان در گذشته بسیار بهتر بوده است.

گویی گندم به‌صورت محلی کِشت و آسیاب می‌شد، آرد تازه بود، فرها بوی خوش دودِ چوب می‌دادند، و قرص‌های دست‌ورز با شیارهایِ باز و پوسته‌هایِ برآمده، هنگام بیرون‌آمدن از فر خش‌خش می‌کردند و هم تن و هم جان را سیراب می‌ساختند. شگفت نیست که چنین نانی ستوده می‌شود؛ این نان حقیقتاً تکیه‌گاهِ زندگی بود.

این تصور، رمانتیک است—و عمدتاً نادرست. به روزگار رُم بازگردیم: گندم ذخیره می‌شد (گاه برای سال‌ها)، تا هزار مایل از محلِ کشت حمل می‌کردند، در مقیاسی عظیم آسیاب می‌شد تا سپاهیان را تغذیه کند، و در نانوایی‌های بزرگ فرآوری می‌گشت. نان هم ابزار رفاهی بود و هم برای جنگ ضروری.

شگفت‌آور این‌که برخی نان‌هایی که می‌پنداریم ریشه‌ای بسیار کهن دارند، در واقع اختراعاتِ تازه‌اند: باگت به حدود ۱۹۲۰ بازمی‌گردد و چاباتا به اوایل دههٔ ۱۹۸۰. سلیقه‌ها در نان نیز در طول سال‌ها دگرگون شده‌اند. از حیثِ صفاتِ پرارزش، مردم پیش‌تر سفیدترین آردهایِ الک‌خورده، نرم‌ترین مغزها و ظریف‌ترین بافت‌ها را می‌ستودند—و از خوردنِ نانِ سفیدِ نرمِ سوپرمارکتی خرسند می‌شدند.

عجیب است که ورق برگشته: بازسازیِ گذشته، مردم را برمی‌انگیزد تا نان‌های بسیار روستایی—حتی گندمِ کامل—بپزند؛ نان‌هایی که در گذشته به‌عنوان خوراکی مناسبِ فقیران تحقیر می‌شد. تناقض‌آمیز است که آنچه زمانی…

ستونِ ناگزیرِ تمدنِ غرب بود، اکنون آرام‌آرام از رژیم غذایی کنار می‌رود، چون نگرانی‌ها دربارهٔ حساسیت به گلوتن، بیماری سلیاک و بی‌اعتمادیِ عمومی به گلوتن (همان پروتئین‌هایی که نان را تغذیه می‌کنند و به آن توانِ ورآمدن می‌دهند) افزایش یافته است. این نخستین بار در تاریخ است که گندم از مرکزِ سفره فاصله گرفته—و گاهی یکسره از آن کنار گذاشته می‌شود.

این بدان معنا نیست که نان آینده‌ای ندارد؛ برعکس، دقیقاً عکسِ آن درست است. امروز بهتر از گذشته می‌دانیم چگونه نان بسازیم؛ دقیقاً همان گونه‌هایِ غله را که دوست داریم می‌کاریم؛ از سویه‌های مشخصِ مخمر استفاده می‌کنیم؛ با دقتِ علمی آسیاب می‌کنیم؛ و فرآیندِ پخت را به شیوه‌هایی کنترل می‌نماییم که نیاکانمان حتی خوابش را هم نمی‌دیدند. فناوریِ نان به‌سرعت تغییر می‌کند—و حقیقت این است که همیشه چنین بوده. تاریخِ نان تاریخِ تکاملِ پیوسته است و امروز بر آستانهٔ دوره‌ای شگفت‌انگیز ایستاده‌ایم.

برای درکِ این وضعیت، باید بدانیم کجا بوده‌ایم، نان در گذشته چه معنایی داشته، چه صورت‌های گوناگونی می‌گرفته، و به‌ویژه این‌که فناوری و زیرساخت چگونه آن را به غذای اصلیِ غرب بدل کرده‌اند. ما در اینجا می‌کوشیم نان را آن‌گونه که بود ارج بگذاریم، نه آن‌گونه که تصور می‌کنیم بوده است.

در این فصل، تاریخِ نان را از پیشاتاریخ و ظهورِ کشاورزی تا تمدن‌های باستانی پی می‌گیریم. به دگرگونیِ سریع نان در دورانِ پیشامدرن (۴۷۶–۱۸۰۰ میلادی) و فرآیندِ صنعتی‌شدن (از اواخر قرن نوزدهم تا میانهٔ قرن بیستم) می‌نگریم. پیوندهای پیچیده میان کشاورزان، آسیابانان، نانواها و مصرف‌کنندگان را بررسی می‌کنیم و نشان می‌دهیم چگونه این روابط برای فهمِ ذائقهٔ نانیِ مردم حیاتی بوده است. این بحث‌ها صحنه را برای تکاملِ پیوسته و آنچه یقین داریم آینده‌ای بسیار هیجان‌انگیز خواهد بود آماده می‌کند.


جهان باستان (۱٫۸ میلیون سال پیش از میلاد – ۳۰۰ میلادی) | THE ANCIENT WORLD (1.8 million B.C.E.–300 C.E.)

دانه‌ها کار دشواری پیشِ رو دارند: باید به‌اندازه‌ای پروتئین، نشاسته و چربی ذخیره کنند که نهالِ تازه تا زمانی که به‌اندازهٔ کافی بزرگ شود و بتواند از راه فتوسنتز انرژی بسازد، رشد کند. دانه‌ها نه‌تنها گیاه را تغذیه می‌کنند، بلکه خوراکِ خوبی هم برای جانوران‌اند. بسیاری از پرندگان و پستانداران در نتیجه، به دانه‌خوار تبدیل شده‌اند.

برای گیاه، این وضعیت از نظر تکاملی سود و زیان دارد. اگر جانوران همهٔ دانه‌ها را ببلعند، نسلِ بعدیِ گیاهان شکل نمی‌گیرد. اما جانوران می‌توانند به گیاهان کمک هم بکنند، چون چیزی دارند که گیاهان ندارند: تحرک. از این‌رو، گاه می‌توان جانوران را فریب داد تا برخی دانه‌ها را با خود در سفرهاشان حمل کنند و با ریختن آن‌ها در مکان‌های دیگر، گونهٔ گیاهی را گسترش دهند.

غلات نوعی بذرِ گراس/علف هستند که به چند شیوه با این معمای جانوری کنار آمده‌اند. آن‌ها به دُمبک‌های سختی خشک می‌شوند که بسیاری از جانوران قادر به هضمشان نیستند. اگر هم تلاش کنند، دانه‌ها از دستگاه گوارش می‌گذرند و دست‌نخورده دفع می‌شوند. جوانه‌زدن برخی دانه‌ها حتی به عبور از دستگاه گوارشِ جانور وابسته است. پوستهٔ زبر بسیاری از غلاتِ وحشی—از جمله نیاکانِ گندم، جو و چاودار—به مو یا پر جانورانی که می‌کوشند آن‌ها را بخورند می‌چسبد و پخش‌شدن را وقتی بعداً جدا می‌شوند محتمل‌تر می‌کند. و چون علف‌اند، این دانه‌ها هرجا و هر زمان که بتوانند به‌وفور می‌رویند؛ پس بقا برایشان به بازیِ اعداد بدل می‌شود.

جانورانِ دانه‌خوار و غله‌خوار معمولاً تخصص‌هایی می‌یابند تا بر این چالش‌ها غلبه کنند. پرندگانِ نوک‌درشت یا پستاندارانی با دندان‌های مناسب می‌توانند دانه را بگیرند و با این هاون و دسته‌هاونِ تکاملی موادِ مغذیِ درونِ پوسته را بیرون بکشند. در مقابل، نخستی‌ها اصولاً دانه‌/غله‌خوار نیستند چون این سازگاری‌ها را ندارند.

به‌عنوان نخستی‌ها، ما انسان‌ها هم دانه نمی‌خوردیم اگر راه‌هایی برای رام‌کردنِ غلات نمی‌یافتیم.

یک تقریب از نخستین نان | AN APPROXIMATION OF The First Bread

نخستین نان‌ها تقریباً به‌طور قطع نان‌های تخت بوده‌اند. دلیلش هم روشن است: اگر بخواهید نانی پُف‌دار و مخمرـ‌ورآمده مثل خمیرترش بپزید، به چیزی نیاز دارید که گرما را در خود نگه دارد—یک فر یا ظرفی که بتوان در آن پخت. همچنین به غلاتی نیاز دارید که شبکهٔ گلوتنی ایجاد کنند تا خمیر بتواند کش بیاید و بالا بیاید، و بیشترِ غلاتِ اولیه از این نظر کم می‌آورند. اما برای پخت نانِ تخت تقریباً می‌توانید از هر غله‌ای استفاده کنید. جدا از آرد و آب، تنها چیزی که واقعاً لازم دارید حرارت است—و نیاکان ما از هزاران سال پیش از این فناوری استفاده می‌کردند.

تصمیم گرفتیم ببینیم نیاکانمان چگونه این کار را انجام می‌دادند؛ بنابراین، نسخهٔ تقریبی خودمان از نخستین نانِ جهان را ساختیم. برای این نان، سورگوم (ذرت خوشه‌ای) را انتخاب کردیم؛ بر پایهٔ کشف سال ۲۰۰۹ در موزامبیک از ابزارهای سنگیِ ۱۰۰ هزار ساله که روی آن‌ها باقی‌ماندهٔ سورگومِ آسیاب‌شده یافت شده بود . آن زمان هنوز ظرف‌های سفالی برای پخت قرص‌های نان وجود نداشت. در عوض، آن مردمان باستان احتمالاً خمیری زبر می‌ساختند و آن را شبیه پنکیک روی سطحی تخت، مثل سنگِ داغ، می‌ریختند.

ما یک سنگِ درشتِ گرد‌شده در رودخانه تهیه کردیم، آن را در یک فر پیتزای هیزمی داغ کردیم و خمیری از سورگومِ تخمیرشده با آب و آرد را روی آن ریختیم. امروزه چرب‌کردنِ سینیِ پخت کار عجیبی نیست، اما ما سنگ را چرب نکردیم. نان نه‌تنها خوب پخت، بلکه اصلاً نچسبید. برعکس، لبه‌هایش جمع شد و بعد خودش از روی سنگ سُر خورد—گویی نخستین سطحِ پختِ نچسب جهان.

نان ما بافتی سوراخ‌دارِ باز شبیه اینجِرا داشت—و در واقع، باور داریم که شکلِ خام و ابتداییِ اینجرا شاید نخستین نان بوده باشد، با قدمتی در حدود ۱۰۰ هزار سال. سورگوم هنوز هم در نانِ تختِ امروزیِ کیسرا در سودان به کار می‌رود، و همچنین در برخی نسخه‌های اینجرا؛ هرچند امروزه این نانِ اسفنجی بیشتر با غله‌ای دیگر به نام تِف پخته می‌شود.

بدیهی است که هنوز چیزهای زیادی را نمی‌دانیم. آیا آن سورگوم‌کوبانِ موزامبیک واقعاً برای نان آرد می‌ساختند؟ ما چنین باوری داریم، اما شواهد کامل نیست . آیا آن‌ها جادوی تخمیر را کشف کرده بودند؟ هنوز چنین شاهدی در دست نداریم. اما می‌دانیم که نان‌های تخت راهی عالی برای تبدیل دانه‌ها به غذا هستند.

کشف نخستین آرد | THE DISCOVERY OF The First Flour

شکی نیست که انسان‌ها مدتِ بسیار طولانی است غلات می‌خورند. اما بر پایهٔ شواهد تازه، باور داریم این کار شاید بسیار قدیمی‌تر از آن چیزی باشد که بسیاری می‌پندارند: تا خودِ دوران پلیستوسن.

در سال ۲۰۰۹، دانشگاه کلگریِ کانادا یک یافتهٔ مهم را اعلام کرد. در اعماقِ غاری در موزامبیک، باستان‌شناس خولیو مرکادر و تیمش ابزارهای سنگی—از جمله سنگ‌های کوبنده، خراشنده‌ها و هاونیِ مقعر—یافتند که قدمتشان به بیش از ۱۰۰ هزار سال می‌رسد. با بررسی دقیقِ ابزارها توانستند بقایای گیاهِ سورگوم را روی بسیاری از آن‌ها تشخیص دهند. ما این را—هرچند ناقص—شاهدی بر نخستین آرد می‌دانیم.

این ابزارها حدود ۸۹٬۵۰۰ سال پیش از اهلی‌شدنِ غلات ساخته شده‌اند، پس روشن است که این غارنشینان کشاورز نبودند. در عوض، احتمالاً غلاتِ وحشی را فصل‌به‌فصل جمع‌آوری می‌کردند. این کشف نشان می‌دهد نظریهٔ قدیمیِ «آغازِ مصرفِ غلات همزمان با طلوعِ کشاورزی» ده برابر خطا داشته است.

برخی پژوهشگران—و نیز هوادارانِ رژیمِ پالو—به نظریهٔ «آرد» بدگمان بوده‌اند و پیشنهاد کرده‌اند که غله شاید برای مصارفِ غیرِ غذایی مانند بستر یا آتشگیرِ اجاق به کار می‌رفته است. ما چنین نمی‌اندیشیم. چرا باید آن را بکوبند اگر قصدِ خوردنش را نداشتند؟

پرسشِ بعد این است که دقیقاً این شکارگرـگردآورندگان با غلهٔ کوبیده چه می‌کردند؟ خوردنِ خامش چندان منطقی نیست. از دیرزمان، استفاده از غلات برای فرنی، آبجو یا نان رایج بوده است. در این مورد، فرنی کمترین احتمال را دارد: نخست آن‌که پیش از پخت، نیازی به کوبیدنِ غله تا حد آرد نیست؛ دوم آن‌که فرنی به ظرفی مقاوم به حرارتِ پخت نیاز دارد و شواهدی از اختراعِ چنین ظرف‌هایی در آن زمان در دست نیست. آبجو نیز بعید است، زیرا برای ساختنش نیازی به کوبیدنِ غله تا حد آرد نیست. نان محتمل‌ترین توضیح برای کوبیدنِ غله است. می‌دانیم که آردِ سورگوم را می‌توان با آب مخلوط کرد، تخمیر نمود و با ابزارهای بسیار ابتدایی به نان تبدیل کرد. ما خودمان این را آزمودیم تا ببینیم کار می‌کند یا نه؛ نتیجه نوعی نانِ تختِ خام‌دست بود. و در واقع، مردم هنوز هم امروز نانی بسیار شبیه به این می‌پزند: اینجرا، نانِ اصلیِ اتیوپی، گاهی با سورگوم ساخته می‌شود. پس چندان دور از ذهن نیست که میانِ آن غار و نانی که امروز می‌خوریم پیوندی وجود داشته باشد.


غلاتِ آسیاب‌شدهٔ کهن (۱۰۰٬۰۰۰ پیش از میلاد) | Early Ground Grain (100,000 B.C.E.)

دانشمندان مدت‌ها بر این باور بودند که نیاکان ما همزمان با تولدِ کشاورزی، یعنی حدود ۱۰٬۵۰۰ سال پیش، به‌سوی غلات برای تغذیه روی آوردند. اما در سال ۲۰۰۹، تیمی پژوهشی در اعماقِ غاری در موزامبیک ابزارهای ابتدایی (چپ و بالا راست) یافت که با بقایای دانه‌هایِ آسیاب‌شدهٔ سورگوم لکه‌دار شده بود (در راست، وسط و پایین). با قدمتی بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ سال، این یافته نشان می‌دهد که ما ۸۹٬۵۰۰ سال بیش از آن‌چه پیش‌تر می‌پنداشتیم غلات می‌خورده‌ایم.


خط زمانی تاریخی | Historical Timeline

دستاوردهای باستان | ANCIENT ACHIEVEMENTS

از ظهورِ غلاتِ وحشی در هزاران سال پیش تا تولدِ کشاورزی و فراتر از آن، این فصل تاریخِ آغازینِ نان را پی می‌گیرد—از جمله بررسیِ آنچه به‌باور ما نخستین نان بوده است. همچنین به برخی پیامدهای اقتصادی، فناورانه و اجتماعیِ غلات تا سقوطِ امپراتوری رومِ غربی در ۴۷۶ میلادی می‌پردازیم. در این دوره، نان نه‌فقط اختراع شد، بلکه به مرکزی‌ترین خوراکِ رژیم بدل گشت. آسیاب‌کنی و نان‌پزی از کارهای فردی به فعالیت‌های جمعیِ بزرگ‌مقیاس تبدیل شدند. هرچند هزاران سال گذشته، همین جوامعِ مبتنی بر غلات، زیرساختِ سیستم‌هایی را گذاشتند که تا امروز نیز برقرارند.

پارینه‌سنگی | PALEOLITHIC

  • از حدود ۱٫۸ میلیون سال پیش از میلاد
    کشفِ پخت‌وپز با آتش.
  • ۲۹٬۰۰۰ پیش از میلاد
    نمونه‌ای از کوره/گودالِ برشته‌کردن در اروپای مرکزی.
  • ۲۱٬۰۰۰ پیش از میلاد
    شواهدِ تلاش‌های اولیه برای کشتِ گندم و جو در نزدیکیِ دریاچهٔ طبریه (Sea of Galilee).
  • حدود ۱۰۰٬۰۰۰ پیش از میلاد
    نخستین آرد: شواهدِ باستان‌شناختیِ باقی‌ماندهٔ سورگوم روی ابزارهای سنگی نشان می‌دهد انسان‌ها بسیار زودتر از آن‌چه زمانی پنداشته می‌شد، غله را می‌کوبیده‌اند؛ شاید آن را برای نخستین نان به کار می‌برده‌اند.

نوسنگی | NEOLITHIC

  • حدود ۹۰۰۰ پیش از میلاد
    مردم غلات را در مقیاس بزرگ ذخیره می‌کردند.
  • ۸۵۰۰ پیش از میلاد
    کشاورزیِ گندم به‌طور جدی آغاز شد.
  • حدود ۸۵۰۰ پیش از میلاد
    امِر (Emmer)، اینگورن (Einkorn) و جو کِشت می‌شوند؛ نمونهٔ امری که اینجا نشان داده شده به ۶۰۰۰ پیش از میلاد برمی‌گردد.
  • حدود ۹۰۰۰ پیش از میلاد
    آرد با ابزارهای سنگیِ موسوم به سنگ‌آسیابِ زینی‌شکل (saddle quern) آسیاب می‌شود؛ نمونهٔ نشان‌داده‌شده به ۸۰۰۰ پیش از میلاد بازمی‌گردد.

عصر برنز و آغاز تمدن | BRONZE AGE & EARLY CIVILIZATION

  • حدود ۶۰۰۰ پیش از میلاد
    خانه‌های چاتال‌هویوک (Çatalhöyük) تنورهای توکارِ خود را داشتند.
  • حدود ۶۰۰۰ پیش از میلاد
    در قبرس از ابزارهای سنگیِ آسیاب استفاده می‌شد.
  • ۳۰۰۰ پیش از میلاد
    مصریان برای جداسازیِ سبوس و جوانه، آرد را از میانِ پاپیروس یا کتان الک می‌کردند.
  • ۳۰۰۰ پیش از میلاد
    گاوان را بر روی توده‌های غله می‌راندند تا پوسته‌ها جدا شوند.
  • ۳۰۰۰ پیش از میلاد
    ترجیحات روشن است: بیشترِ مردم نانِ سفید را بیش از نانِ قهوه‌ای می‌پسندند—دوگانگی‌ای که هزاران سال ادامه یافت.

جدول زمانی تاریخی | Historical Timeline

دستاوردهای باستان | ANCIENT ACHIEVEMENTS

از ظهورِ غلاتِ وحشی در هزاران سال پیش تا تولدِ کشاورزی و فراتر از آن، این فصل تاریخِ آغازینِ نان را پی می‌گیرد—از جمله بررسیِ آنچه به باورِ ما نخستین نان بوده است. همچنین به برخی از اثراتِ اقتصادی، فناورانه و اجتماعیِ غلات تا سقوطِ امپراتوریِ رومِ غربی در ۴۷۶ میلادی می‌پردازیم. در این دوره، نان نه‌فقط اختراع شد، بلکه به عنصر مرکزیِ رژیم غذایی بدل گشت. آسیاب‌کنی و نان‌پزی از وظایفِ فردی به فعالیت‌های جمعیِ بزرگ‌مقیاس تبدیل شدند. هرچند هزاران سال از آن زمان گذشته است، همین جوامعِ مبتنی بر غلات، بنیادِ سیستم‌هایی را گذاشتند که تا امروز نیز برقرارند.


پارینه‌سنگی | PALEOLITHIC

  • از حدود ۱٫۸ میلیون پیش از میلاد
    کشفِ پخت‌وپز با آتش.
  • ۲۹٬۰۰۰ پیش از میلاد
    نمونه‌ای از یک کوره/گودالِ برشته‌کاری در اروپای مرکزی.
  • ۲۱٬۰۰۰ پیش از میلاد
    شواهدِ تلاش‌های اولیه برای کشاورزیِ گندم و جو در نزدیکیِ دریاچهٔ طبریه (Sea of Galilee).
  • حدود ۱۰۰٬۰۰۰ پیش از میلاد
    نخستین آرد: شواهدِ باستان‌شناختیِ باقی‌ماندهٔ سورگوم روی ابزارهای سنگی نشان می‌دهد انسان‌ها بسیار زودتر از آن‌چه زمانی پنداشته می‌شد، غله را می‌کوبیده‌اند؛ شاید آن را برای نخستین نان به کار می‌برده‌اند.

نوسنگی | NEOLITHIC

  • حدود ۹۰۰۰ پیش از میلاد
    مردم غلات را در مقیاسِ بزرگ ذخیره می‌کردند.
  • ۸۵۰۰ پیش از میلاد
    کشاورزیِ گندم به‌طور جدی آغاز شد.
  • حدود ۸۵۰۰ پیش از میلاد
    اِمِر (Emmer)، اینگورن (Einkorn) و جو کِشت می‌شوند؛ نمونهٔ امری که اینجا اشاره شده به ۶۰۰۰ پیش از میلاد بازمی‌گردد.
  • حدود ۹۰۰۰ پیش از میلاد
    آرد با ابزارهای سنگیِ موسوم به سنگ‌آسیابِ زینی‌شکل (saddle quern) آسیاب می‌شود؛ نمونهٔ یادشده به ۸۰۰۰ پیش از میلاد مربوط است.

عصر برنز و آغاز تمدن | BRONZE AGE & EARLY CIVILIZATION

  • حدود ۶۰۰۰ پیش از میلاد
    خانه‌های چاتال‌هویوک (Çatalhöyük) تنورهای توکارِ خود را داشتند.
  • حدود ۶۰۰۰ پیش از میلاد
    در قبرس از ابزارهای سنگیِ آسیاب استفاده می‌شد.
  • ۳۰۰۰ پیش از میلاد
    مصریان برای جداسازیِ سبوس و جوانه، آرد را از میانِ پاپیروس یا کتان الک می‌کردند.
  • ۳۰۰۰ پیش از میلاد
    گاوها را بر روی توده‌های غله می‌راندند تا پوسته‌ها جدا شوند.
  • ۳۰۰۰ پیش از میلاد
    ترجیحات روشن است: بیشترِ مردم نانِ سفید را بیش از نانِ قهوه‌ای می‌پسندند—دوگانگی‌ای که هزاران سال ادامه یافت.

نکات کلیدی: استفادهٔ اولیه از غله و فناوری | Key Points: Early Grain Use and Technology

  • انسان‌های اولیه باید راه‌هایی برای خوراکی کردنِ غلات می‌یافتند:
    • برداشتنِ پوسته‌ها (husk).
    • خوش‌خوراک‌کردنِ غلات با خیساندن در آب برای نرم‌شدن.
    • ساییدن/کوبیدن با ابزارهای سنگی تا جویدنی شوند.
  • پخت‌وپز حیاتی بود: موادِ مغذی را آزاد می‌کرد و هضم را آسان‌تر می‌ساخت.
  • روندِ محتمل:
    • آرد + آب → پخت روی سنگِ داغنانِ تخت.
    • آرد + آب → رهاکردن برای مدتی → تخمیرِ مخمرهای وحشینانِ ورآمده.
  • تخمیر همچنین به کشفِ آبجو انجامید.

نخستین غذاهای «شبه‌نان» | First Breadlike Foods

  • نانِ تخت: خمیرابیِ ساده از آرد + آب که روی سنگ‌های داغ پخته می‌شود.
  • خمیرِ تخمیرشده: رهاشده تا شب؛ حباب‌هایِ حاصل از مخمر و باکتری → پیش‌درآمدِ نانِ ورآمده.

ابزارها | Tools

عنوانِ تصویر (پایین):
ابزارهای نوسنگیِ پیدا شده در ایست نویل (East Knoyle) انگلستان (حدود ۳۵۰۰ پیش از میلاد):

  • داسِ سنگِ آتش‌زنه (flint sickle) — بالا.
  • تبرِ سنگیِ صیقل‌خورده — چپ.
  • تبرِ سنگِ آتش‌زنهٔ تیشه‌ای/بُریده — راست.
    → این ابزارها برای برداشت و فرآوریِ غلاتِ اولیه ضروری بودند.

غله و تولدِ کشاورزی | Grain and the Birth of Farming

  • غلاتِ اولیه با امروزی‌ها فرق داشتند—کوچک‌تر، سخت‌تر، و دشوارتر برای کوبیدن/خرمن‌کوبی.
  • کشاورزی به‌تدریج از گردآوری پدید آمد:
    • شکارگرـگردآورندگان شروع کردند به پاک‌سازیِ علف‌های هرز، حفاظت از گیاهان، و بازکاشتِ عمدیِ بذرها.
    • با گذرِ زمان، این دگرگونی به انقلابِ نوسنگی (حدود ۱۰٬۵۰۰ سال پیش) بدل شد.
    • برخی پژوهشگران می‌گویند این فرایند انقلابی ناگهانی نبود، بلکه گذارِ طولانیی بود که گردآوری، کاشت و کشت را در هم آمیخت.
  • شواهد نشان می‌دهد:
    • مردمانِ اولیه کشت می‌کردند و چند ماه بعد برای برداشت بازمی‌گشتند.
    • برخی جوامع برای همیشه به کشاورزی روی آوردند و ایدهٔ کِشتِ غلهٔ اهلی را نسل‌به‌نسل انتقال دادند.

نکات کلیدی: پرسشِ مرکزی | Key Points: The Central Question

  • آیا انسان‌ها اساساً کِشتِ غلات را شروع کردند برایِ:
    1. آبجو (نوشیدنی‌های تخمیری)؟
    2. نان (یا فرنی
    3. یا حتی دانه‌های بُرخورده/پُف‌کرده (مانند نوعی پاپ‌کورن)؟
  • اختلاف نظر میانِ پژوهشگران پابرجاست، اما این جدل نشان می‌دهد غله تا چه اندازه برای ظهورِ تمدن مهم بوده است.

خاستگاه‌های بحث | Origins of the Debate

  • در دههٔ ۱۹۵۰، رابرت بریدوود (باستان‌شناس) سمپوزیومی با عنوان «آیا انسان روزگاری فقط با آبجو می‌زیست؟» برگزار کرد.
  • کارشناسانِ باستان‌شناسی، گیاه‌شناسی و انسان‌شناسی نظریه‌های خود را مطرح کردند، اما پاسخِ واحدی به‌دست نیامد.

استدلال‌ها به نفعِ آبجو | Arguments for Beer

  • مردمانِ اولیه شاید به‌طور اتفاقی با خوردنِ میوه‌هایِ تخمیرشده با الکل آشنا شده باشند.
  • فرهنگ‌هایی مانند سومریان آشکارا هزاران سال پیش آبجو می‌ساختند.
  • شواهدِ باستان‌شناختی نشان می‌دهد مقادیرِ اندکی از غلهٔ اهلی در برخی سکونتگاه‌ها بوده—شاید برای نان کافی نبوده، اما برای آبجویِ آیینی/جشن بسنده می‌کرده است.
  • جو—غله‌ای مناسب برای Brewing—از نخستین محصولاتِ اهلی بود.
  • ذرتِ باستانی (تئوسینته؛ نیای ذرت امروزی) نیز شاید نخست برای کاربردهایی شبیهِ نوشیدنی‌های تخمیری کِشت شده باشد.
  • تخمیرِ آبجو ویتامین‌های غلات را نگه می‌دارد؛ پس می‌توانسته هم تغذیه بدهد و هم سرمستی.

استدلال‌ها به نفعِ خوراک (نان یا فرنی) | Arguments for Food (Bread or Porridge)

  • نان‌پزی یا فرنی برای تغذیهٔ روزمره منطقی‌تر است.
  • هاون‌ها و کوره‌ها مدت‌ها پیش از شواهدِ قطعیِ Brewing وجود داشتند.
  • تغذیهٔ یک جامعهٔ کامل به نان/فرنی نیاز داشته، نه صرفاً آبجویِ جشنی.

دیدگاه پژوهشگران | Where Scholars Stand

  • هوادارانِ «آبجو» می‌گویند نقشِ اجتماعی/آیینیِ الکل شاید انگیزهٔ اهلی‌سازیِ غلات بوده است.
  • هوادارانِ «خوراک» می‌گویند نیازهای بقا (نان/فرنی) محرکِ واقعی بوده‌اند.
  • جمع‌بندیِ محتمل: هر دوآبجو و نان—در جوامعِ باستانی مهم بوده‌اند و همزیست داشته‌اند.
  • غلات سبک‌تر از ریشه‌ها و غده‌ها برای حمل هستند و عمرِ انبارداریِ طولانی دارند. در واقع، غلات برای انبارشدن ساخته شده‌اند، چون معمولاً از گیاهانِ یک‌ساله می‌آیند که زمستان را زنده نمی‌مانند و باید تا بهار در برابر جوانه‌زنی مقاومت کنند.
  • باور بر این است که غلات از نخستین گیاهانِ اهلی—«محصولاتِ بنیان‌گذار»—بوده‌اند. اهلی‌سازی ظاهراً در نواحیِ بسیار متمایز، در زمان‌های متفاوت، با غلاتِ مختلف آغاز شده است؛ بخشی از این موضوع به بخت وابسته بوده، بسته به این‌که در هر منطقه چه گیاهانِ وحشی‌ای می‌روییده‌اند. در شام/لوِانت (شرق مدیترانه)، مردم اِمِرِ وحشی را برداشت می‌کردند، پیش از آن‌که بفهمند با کشاورزیِ آگاهانه می‌توانند کنترل بیشتری به‌دست آورند. در نواحیِ دیگر، ارزن به‌صورتِ وحشی می‌رویید و همان اهلی شد. هر دانه‌ای که در یک منطقه مسابقهٔ اهلی‌سازی را برد، در نهایت پایهٔ خوراک‌هایی را ساخت که هزاران سال—تا همین امروز—پایدار مانده‌اند.
  • به‌طور کلی پذیرفته شده که کشاورزی به‌طور مستقل در پنج منطقه پدید آمد: هلالِ حاصل‌خیز (نوارِ ساحلیِ مدیترانه که امروز بخشی از خاورمیانه به‌شمار می‌آید)، چین، کوه‌های آند در آمریکای جنوبی، میانهٔ آمریکا/مزوامریکا (مکزیک و آمریکای مرکزی) و شرقِ ایالاتِ متحد. اما پیچیدگیِ تازهٔ جالبی در این نظریه مطرح شده که  بعد توضیحش می‌دهیم.
  • در میانِ این نواحی، معمولاً هلالِ حاصل‌خیز نخستین منطقه دانسته می‌شود که کشاورزیِ تمام‌عیار را پذیرفت و پایش ایستاد. حوالیِ ۸۵۰۰ پیش از میلاد، در ناحیه‌ای که امروز جنوب‌شرقیِ ترکیه است، مردم توانستند گندمِ اینگورنِ وحشی را اهلی کنند. گندمِ اِمِر و جو نیز از نخستین محصولاتِ کِشته‌شده در آنجا بودند. گندم ۸۰۰۰ سال پیش در یونان و ۵۰۰۰ سال پیش در هند کِشت می‌شد.
  • در چین، نخستین غلهٔ اهلی ارزن بود. کشاورزیِ تمام‌عیار در آنجا در نزدیکیِ رودهای زرد و یانگ‌تسه آغاز شد؛ برخی محققان تاریخ را حوالی ۷۵۰۰ پیش از میلاد می‌دانند. پژوهش‌های تازه‌تر اما احتمالِ تاریخِ حتی کهن‌تر را مطرح می‌کنند که آن را با توسعهٔ کشاورزی در هلالِ حاصل‌خیز هم‌زمان می‌سازد. مردم در چین پس از ارزن به کِشتِ برنج پرداختند و هنوز هم آن را به‌وفور می‌کارند.
  • در مکزیک، موضوع ذرت (maize/corn) بود که گمان می‌رود تا ۳۵۰۰ پیش از میلاد اهلی شده بود (هرچند برخی برآوردها تاریخ را تا ۸۰۰۰ پیش از میلاد عقب می‌برند). جالب این‌که ذرتِ امروزین شباهتِ چندانی به نیایِ باستانی‌اش ندارد؛ نیایی که در منطقه مدت‌ها به‌صورتِ وحشی می‌رویید: تئوسینته (teosinte)، علفی پرشاخه با بَلال‌های کوچک و دانه‌های بسیار کمتر از ذرتِ امروزی. تئوسینته آن‌قدر با ذرتِ امروز متفاوت می‌نماید که دانشمندان ابتدا باور نمی‌کردند نیایِ وحشیِ ذرت باشد، چون باید بسیار سریع تکامل می‌یافت تا به ذرت بدل شود. تحلیلِ DNA و شواهدِ دیگر سرانجام تأیید کرد که تئوسینته واقعاً نیایِ ذرت است (نگاه کنید به علمِ تئوسینته در برابر ذرتِ امروزین، ).
  • در آمریکای جنوبی، کشاورزانِ نخستین تا ۳۵۰۰ پیش از میلاد سیب‌زمینی و کاساوا را کِشت می‌کردند. و در شرقِ ایالاتِ متحد، نخستین محصولاتِ اهلی آفتابگردان و گوُسفوت/چمنِ غازی بودند، حدود ۲۵۰۰ پیش از میلاد.
  • در بخش‌های دیگرِ جهان نیز شواهدی—هنوز غیرقطعی—وجود دارد که غذاهایِ وحشی ممکن است به‌طور مستقل اهلی شده باشند. در آفریقا، برای نمونه، احتمالاً سورگوم نخستین غلهٔ اهلی بوده است، حوالیِ ۵۰۰۰ پیش از میلاد در ساحل (Sahel). سورگوم هنوز هم غذایِ اصلی آنجاست. در اتیوپی، این نقش را تِف داشته است.
  • اکنون برگردیم به چگونگی و زمانِ ظهورِ کشاورزی. در تابستان ۲۰۱۵، پژوهشگرانی در اسرائیل که بقایایِ غلات را از محوطه‌ای باستانی نزدیک دریاچهٔ طبریه به‌نام اوهالو II مطالعه می‌کردند، به نکته‌ای عجیب برخوردند: حدود یک‌سوم از نمونه‌های گندم و جو جهش‌هایی برای خوشه‌های سفت/به‌هم‌چسبیده داشتند—ویژگیِ غلاتِ اهلی. در مقابل، غلاتِ وحشی خوشه‌های «آزادکوب/آزادخرمن» دارند که به‌راحتی می‌پاشند تا دانه‌ها طبیعی پخش شوند. سرپرستانِ پژوهش، اهود وایس و آئینیت سنیر، همچنین شواهدی از علف‌های هرزی یافتند که با کشت‌های مکرر سر برمی‌آورند، و ابزارهایی با بقایایِ غلات. همهٔ این‌ها، به‌گفتهٔ آنان، نشان می‌دهد مردم ۲۳٬۰۰۰ سال پیش دست‌کم تلاش‌هایی برای کشاورزی می‌کرده‌اند. حتی اگر این‌ها فقط تلاش بوده و به پایداریِ کشاورزی نینجامیده، این برآورد اهلی‌سازیِ غله را دست‌کم ۱۲٬۵۰۰ سال زودتر از تصورِ پیشین قرار می‌دهد.
  • روشن است که هنوز بسیار چیزها برای آموختن داریم. اما یک چیز را با قطعیت می‌دانیم: کشاورزیِ غلات از مکان‌هایِ مستقلِ اهلی‌سازی فراتر رفت. اندکی اتفاق/تصادفِ جغرافیایی هم در کار بود که به عرض جغرافیایی مربوط می‌شود. وقتی غله‌ای در جایی جا می‌افتاد، معمولاً آسان‌تر بود که آن محصولِ اصلی به‌سمتِ شرق و غرب—به نواحیِ هم‌اقلیم—گسترش یابد تا شمال و جنوب. برای نمونه، کشتِ گندم از هلالِ حاصل‌خیز به‌سمت آسیا و مدیترانهٔ غربی گسترانده شد، علاوه بر فرود به اتیوپی و گذر به شمالِ آفریقا. در مدیترانه، این گسترش به فرهنگِ غذاییِ مبتنی بر پاستا و نان انجامید؛ در شمالِ چین به نودل‌ها و نان‌های بخاری؛ و در شمالِ آفریقا، گندم به کوسکوس و بلغور—در کنارِ نان—تبدیل شد. همزمان، غلاتِ سخت‌جانی مانند جو دوسر و چاودار به‌راحتی ریشه دواندند و به محصولاتِ اصلیِ باستان در اقلیم‌های سردِ شمالی بدل شدند.
  • نیروی بزرگِ دیگری که به گسترشِ کشاورزی و خوراک‌های مرتبط گره خورد: فتح/征. و در این میان، به‌ویژه گندم کلیدی شد—او به‌معنای واقعیِ کلمه تمدنِ مدرن را بنا کرد. اما پیش از رسیدن به آن بحث، بهتر است پیامدهایِ نزدیک‌ترِ تولدِ کشاورزی را بررسی کنیم.

 

 

دسته بندی ها: نان مدرنیست 1