فصل 4 – مکان، مکان، مکان
حتماً این جمله را شنیدهاید: سه شرط کلیدی برای هر رستوران یا کسبوکار خردهفروشی موفق عبارتاند از مکان، مکان و … مکان. اما چه چیزی یک مکان خوب را میسازد؟ یادتان باشد: یک مکان فقط زمانی کامل است که شما مفهومی داشته باشید که با آن مکان جور دربیاید. چند بار دیدهاید یک مفهوم رستورانی موفق شود درست در همان مکانی که دیگری شکست خورده بود؟ مفهوم و مکان مثل مرغ و تخممرغ هستند. یکی باید اول باشد. تحقیقات بازار و جمعیتشناسی به شما کمک میکند تا مفهوم یا مکان درست را پیدا کنید و دیگری هم بهدنبال آن خواهد آمد. با این حال، یکسری دستورالعمل کلی وجود دارد که میتوانید هنگام انتخاب مکان ایدئال از آنها پیروی کنید. در حالت ایدئال، بهترین مکان برای یک رستوران جایی است که تمرکز بالایی از مشتریان بالقوه در روز و شب داشته باشد. این میتواند یک منطقهٔ تجاری مرکزی نزدیک به محلهٔ مسکونی باشد یا مثلاً بخشهای بزرگی از سانفرانسیسکو! بسیاری از رستورانها، البته، فقط با سرو یک یا دو وعده موفق میشوند؛ لازم نیست برنامهریزی کنید که از صبحانه تا آخر شب باز باشید. اما خوب است بدانید که اگر بخواهید، میتوانید. واقعیت این است که برای داشتن چنین جایی، احتمالاً باید ۲۴ ساعته باز بمانید تا از پس اجاره بربیایید! این مکانهای ممتاز رقبای زیادی جذب میکنند و معمولاً بسیار گران هستند—البته اگر اصلاً در دسترس باشند. اما با مفهوم درست برای محله، این اجارهٔ بالا جبران خواهد شد.
مفهوم خوب، مکان بد
لئون الیس، صاحب Moca Bar and Lounge
وقتی اولین رستورانم را در سال ۱۹۹۴ باز کردم، نیاز واضحی در هارلم وجود داشت: یک رستوران سرویسدار خوب، چون ساکنان آن برای وقتگذرانی با خانواده و دوستانشان مجبور بودند به جاهای دیگر بروند. علاوه بر این، در تمام منهتن رستورانهای روحغذا (soul food) غیررسمی اما شیک بسیار کم بودند. من مکانی درست در مرز محلهٔ مرفه خیابان پنجم شمالی پیدا کردم و تصمیم گرفتم Emily’s، یک رستوران soul food با رومیزی سفید، باز کنم. مفهوم غذایی Emily’s بر پایهٔ رابطهٔ عالی من با مادرم و علاقهاش به تهیهٔ غذاهای خوشمزه برای خانواده شکل گرفت.
محلهٔ اطراف اما درآمدی متوسط تا پایین داشت. کسبوکار بزرگی در آن نبود، ولی صحبتهایی از بازسازی و توسعهٔ قریبالوقوع شامل یک بانک و یک سوپرمارکت لوکس در میان بود. من تصمیم گرفتم ریسک کنم و قبل از شروع توسعه، وارد شوم. Emily’s با استقبال مواجه شد، نقدهای مثبتی از نیویورک تایمز گرفت و طرفداران وفادار اندکی پیدا کرد. اما در نهایت، با ناراحتی فهمیدم که بهسادگی درآمد قابل تصرف کافی در محله نبود تا یک رستوران با رومیزی سفید را حمایت کند.
بخش موفق Emily’s فقط بار آن بود. متوجه شدم که از پنجشنبه تا شنبه، همیشه تعداد زیادی حرفهای شهری بین ۲۵ تا ۵۵ سال برای نوشیدنی میآمدند. بعد از سالها مشاهده و صحبت با آنها فهمیدم که محیط رسمی با رومیزی سفید برای نوشیدن، اسنک خوردن و استراحت مناسب نیست. آنها میگفتند حضور رومیزیها باعث میشود حس کنند مجبورند شام کامل سفارش دهند. این مشتریان، که بیشترشان ساکن هارلم بودند، محیطی میخواستند شیک، جذاب، با طراحی زیبا اما غیررسمی—و چنین جایی نبود. این شد که ایدهٔ بعدی من، Moca Bar and Lounge، شکل گرفت.
بهعنوان یکی از اعضای همین گروه جمعیتی، دید خوبی نسبت به سلیقهٔ طراحیشان داشتم، اما برای اطمینان، چند ماه آینده را صرف بازدید از لانژهای موفق سراسر منهتن کردم تا ایدههای طراحی و کوکتل بگیرم.
گرچه منطقهٔ اطراف Emily’s آنطور که امیدوار بودم توسعه نیافت، بخشهای دیگر هارلم رشد کردند. در طول سالهایی که Emily’s را اداره میکردم، روابط قوی با کسبوکارهای محلی و سازمانهای مدنی ساختم. سرنوشت جوری رقم زد که یک توسعهدهندهٔ محلی بهدنبال یک رستوران سطح بالا برای پروژهٔ جدیدش بود و سراغ من آمد. ما شرایط اجارهٔ خوبی توافق کردیم و یک دورهٔ رایگان طولانی برای بازسازی گرفتیم. پیمانکارم توانست با بودجهٔ محدود همان ظاهر دلخواهم را ایجاد کند و بعد از شش ماه Moca Bar and Lounge را باز کردم.
امروز Moca بسیار موفق است و هارلم همچنان در حال رشد و تغییر. این محله کاملاً با ده سال پیش متفاوت است. جمعیتشناسی تغییر زیادی کرده و حالا ساکنان درآمد قابل تصرف بیشتری دارند، اما هنوز رستورانها و بارهای خوب زیادی نیست. برای پر کردن این خلأ، من برنامهٔ کسبوکار جدیدی آماده کردهام و در مسیر باز کردن نسخهٔ بسیار بزرگتری از Moca هستم که نامش را Chocolat خواهم گذاشت.
تجربهٔ Wrapsody در تایمز اسکوئر
در سال ۱۹۹۸، یک فروشگاه بیرونبر رَپ (wrap) در تایمز اسکوئر به نام Wrapsody باز کردم. فروشگاه ۳۷۰ فوت مربع در طبقهٔ همکف و ۱۲۰ فوت مربع انبار در زیرزمین داشت. اجاره و قبوض ماهانه ۶,۰۰۰ دلار بود و ۱۵۰,۰۰۰ دلار دیگر صرف بازسازی و تجهیز فضا شد. چرا کسی باید برای چنین فضای کوچکی اینقدر اجاره بدهد و این همه پول خرج ساخت کند؟ جواب ساده است: این یک مکان ممتاز واقعی بود.
چون در مرکز تردد شاغلان، تئاتربازان، خریداران، گردشگران و ساکنان برجهای اطراف بود، رفتوآمد صبح، ظهر و شب، هفت روز هفته، سنگین بود. چند ماه بعد از افتتاح، کار آنقدر خوب شد که تمام وقت مرا گرفت (شوخی نکرده بودم دربارهٔ ۲۴ ساعته!). کمی بعد Wrapsody را با سود خوب فروختم و صاحب جدید خوشحال را دیدم. او گفت هفتهای ۱۶,۰۰۰ دلار فروش ناخالص دارد.
واضح است: مکانهای ممتاز برای همه نیستند. اما مکانهای غیرممتاز که مزایای اجارهٔ پایین و رقابت کم یا بدون رقابت دارند، میتوانند برای رستوران شما ایدئال باشند. در محلهای که در حال رشد است، هیچ چیز جای پیشگام بودن را نمیگیرد. وقتی Zuni را در سال ۱۹۹۲ باز کردم، اجارهمان ۳,۵۰۰ دلار بود. در محلههای شیکتر، حداقل سه برابر میشد. آن زمان تایمز اسکوئر و بیشتر مناطق غربی میدتاون منهتن جذابیتی نداشتند و ۲۰ درصد از فضاهای تجاری خالی بود. اما من حدس زدم که تقاضای مسکن در نیویورک بهزودی توسعه را به غرب میکشاند—حدسی که با حضورم در جلسات هیئتهای محلی آن را تأیید کردم. یادتان هست دربارهٔ اهمیت تحقیقات بازار گفتم؟ ظرف دو سال پس از امضای قرارداد، بازسازی تایمز اسکوئر آغاز شد و محله تغییر کرد. اگر امروز مجبور به قرارداد جدید بودیم، اجاره حدود ۲۰,۰۰۰ دلار در ماه میشد. خوشبختانه قرارداد بلندمدتی بستیم که کمک کرد وقتی اجاره هنوز مناسب بود پا بگیریم و حالا ارزش افزودهٔ زیادی به کسبوکار اضافه کرده است.
دسترسی به خدمات (ACCESS TO UTILITIES)
دسترسی به خدمات حیاتی برای هر رستوران است. مناطق شهری بزرگ معمولاً وفورِ خطوط برق و گاز طبیعی دارند. اما در مناطق روستایی ممکن است فقط گازِ کپسولی در دسترس باشد که ۲۵ درصد حرارت کمتری نسبت به گاز طبیعی تولید میکند. تجهیزات برقی روی ۱۱۰ ولت یا ۲۲۰ ولت تکفاز کار میکنند که در بیشتر مکانها مشکلی ندارد. بااینحال، اگر به برق سهفاز ۲۲۰ ولت نیاز داشته باشید، ممکن است به دردسر بخورید؛ این نوع برق همیشه بهراحتی در دسترس نیست و ارتقای سرویس برق میتواند بسیار پرهزینه باشد. همچنین آگاه باشید که ساختمانهای قدیمی ممکن است برای برآورده کردن نیازهای شما به نصب خطوط اضافه نیاز داشته باشند.
اگر لازم است ارتقا انجام دهید، آن را در بودجهتان لحاظ کنید. همچنین شاید بتوانید اجارهٔ کمتری را مذاکره کنید یا صاحب ملک را مجاب کنید که بخشی یا تمام هزینههای ارتقا را تقبل کند. (برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ اجارهنامهها، فصل ۱۳ را ببینید.)
منطقهبندی و کدها (ZONING AND CODES)
قوانین منطقهبندی از شهری به شهر دیگر و از ایالتی به ایالت دیگر متفاوتاند. این قوانین میتوانند بهشدت بر هزینه و دسترسپذیری یک فضا اثر بگذارند. قبل از آنکه به فضایی متعهد شوید، تأیید کنید که برای نوعِ مشخصِ واحد شما و سطوح اشغال موردنظر شما منطقهبندی شده است. تبعیت از قوانین منطقهبندی میتواند بسیار پرخرج و زمانبر باشد، بهویژه اگر لازم باشد مجازات (variance) بگیرید (یعنی تأیید استفادههایی غیر از آنچه در قوانین منطقهبندی مشخص شده است). اگر برای استفاده از سایتی باید برای مجوزِ استثنا درخواست دهید، باید جدی به یافتن مکان دیگری فکر کنید. از مکانهایی با محدودیت فروش الکل دوری کنید مگر اینکه قصد فروش نوشیدنیهای الکلی را ندارید و بدون سهم این اقلام پُرحاشیه از منو هم میتوانید سودآور باشید.
علاوه بر مقررات محلی منطقهبندی، باید با کدهای آتشنشانی، بهداشت و ساختمان هم تطابق داشته باشید. اگر رستوران جدیدتان را از صفر میسازید یا برای بازسازیِ یک رستوران موجود، بهبودهای سازهای یا سایر بهبودهایی با هزینهای بیش از حدِ مشخص انجام میدهید، هر کاری که انجام میشود باید از بازرسیهای خاصِ لولهکشی و برق از سوی ادارات محلی ساختمان و آتشنشانی عبور کند. باید کدهایی مانند حداکثر ظرفیت مجاز، تعداد و جانمایی خروجیهای اضطراری، تابلوهای خروج روشن، کپسولهای آتشنشانی، آشکارساز دود، سیستمهای آبپاش و سیستمهای مناسبِ تخلیهٔ چربی و اطفای حریق در آشپزخانه را رعایت کنید. علاوه بر این، مجموعهٔ شما باید از بازرسیِ ادارهٔ بهداشت محلی هم عبور کند. برای مثال، تمام تجهیزات و قفسههای نگهداری باید شش اینچ از کف فاصله داشته باشند تا نظافت صحیح ممکن شود. تمام لگنهای شستوشو باید گواهی NSF (National Sanitation Foundation) داشته باشند و کفِ آشپزخانه و سرویسهای بهداشتی باید کاشی باشد. یخچالها و فریزرها باید دمای مشخصی را حفظ کنند و بیشمار الزام بهداشتی دیگر وجود دارد تا کمک کند غذای سالم سرو کنید. به همین دلیل، و برخلاف ادعاهای فراوان، اکثر آشپزخانههای رستورانی از آشپزخانهٔ متوسطِ خانگی بسیار تمیزترند.
تبعیت از تمام قوانین، کدها و مقررات ایالتی و محلی—گرچه گاهی آزاردهنده—کاملاً ارزشش را دارد. پس صبر داشته باشید. بهترین و سریعترین راه برای گرفتن مجوز این است که با همهٔ الزامات آشنا شوید، مطمئن شوید آنها را برآورده میکنید، و سپس در اوایل فرایند، افراد مناسب را برای عبور از هزارتوی تأییدیهها استخدام کنید.
یکی از بزرگترین مزایای خرید یک رستوران موجود—جایی که مجوزها از پیش برقرار بوده—این است که لازم نیست از اکثر تحقیقات محلیِ منطقهبندی و تأییدیههای اجتماعی عبور کنید. فصلهای ۷، ۱۰ و ۹ همگی کاربردهای مشخصی از مقررات منطقهبندی و کدها را ارائه میدهند.
دید و دسترسیِ سایت (SITE VISIBILITY AND ACCESSIBILITY)
دیدپذیری و دسترسپذیری سایت خود را ارزیابی کنید. دیده شدن توسط عابران پیاده و رانندگان نوعی تبلیغ رایگان است. اگر رستوران شما در مکانی نباشد که بهراحتی دیده شود، شاید مجبور شوید برای جذب مشتری بیشتر تبلیغ کنید. در حالت ایدئال، رستوران شما باید از هر دو سمت خیابان دیده شود. آیا در گوشهٔ خیابان است یا وسطِ بلوک؟ مکانهای گوشهای دیدپذیرترند، معمولاً به تابلوی کمتری نسبت به وسط بلوک نیاز دارند و دادن آدرسشان هم آسانتر است. امتحان کنید: گفتنِ «گوشهٔ شمالشرقیِ چهارم و مین» چقدر راحتتر از «مین استریت، چند ساختمان بالاتر از چهارم، شاید سومی یا چهارمی» است. مزیت دیگرِ گوشه این است که خودروها تقریباً همیشه در تقاطعها میایستند یا کند میشوند و بنابراین احتمال دیدن رستوران شما بیشتر است.
هرچه سرعتِ ترافیک در خیابانتان بیشتر باشد، برای رانندگان عبوری دشوارتر است که رستوران شما را متوجه شوند. بررسی کنید وقتی با سرعت مجاز از کنار سایت پیشنهادی میگذرید، چقدر قابل مشاهده است. هرچند نمیخواهید ترافیک نزدیک بیش از حد سریع باشد، اما خیلی کند هم نباشد. مشتریان باید بتوانند بهراحتی وارد رستوران شما شوند و خارج شوند. چون هرگونه وقفه در جریان ترافیک جلوی کسبوکار شما میتواند فاجعهبار باشد، ضروری است بفهمید آیا پروژههای بزرگِ عمرانی—مثلاً اتوبانهای جدید یا آسفالت مجدد خیابان—در دست اقداماند که ممکن است ترافیک را از جایی که میخواهید برود (مستقیم به درِ شما!) منحرف کنند یا نه.
از گروههای صنفی و مقامات محلی بپرسید آیا محدودیتهایی برای نوع و اندازههای تابلوها در منطقهٔ شما وجود دارد یا نه. اگر به مکانِ واقع در یک بافت یا بنای تاریخی فکر میکنید، آماده باشید که محدودیتها را رعایت کنید و با بوروکراسیِ ریزبین طرف شوید. برخی مالکان ساختمان دربارهٔ نوع و اندازهٔ تابلوها و تغییراتِ نمای بیرونی بسیار مشخص و سختگیرند. این ممکن است روی نحوهٔ نمایش مفهوم شما اثر بگذارد یا نگذارد. اگر رستوران شما تجربهای سطحبالا و آرام ارائه میکند، احتمالاً یک تابلوی نئونِ بزرگ و بسیار قابل رؤیت نمیخواهید. شاید بخواهید خودِ ساختمان پیام شما را منتقل کند.
حتی New York Restaurant Group—مالک Smith & Wollensky، یکی از موفقترین استیکهوسهای سطحبالای کشور—هم نتوانست بر دیدِ ضعیف غلبه کند. آلن استیلمن، رئیسِ این گروه، بهسختی آموخت که خط باریکی میان مکان بد و برند ناآشنا وجود دارد، بهویژه برای رستورانی که به بازار جدیدی گسترش مییابد. هرچند Maloney & Porcelli در نقاط دیگر کشور بسیار محبوب بود، او مجبور شد شعبهٔ واشینگتن دی.سی. را فقط بعد از یک سال تعطیل کند. هرچند رستوران آدرس پنسیلوانیا اونیو را داشت، دسترسی اصلیاش از ایندیانا اونیوِ کمرفتوآمدتر بود و بنابراین دیدنش دشوار بود؛ مشتریان نمیدانستند آنجا هست.
الگوهای ترافیکی (TRAFFIC PATTERNS)
دیدپذیری و الگوهای ترافیکی دستبهدست هم میدهند. وقتی سایتی بالقوه را انتخاب کردید، حتماً آن را بررسی کنید تا به سرنوشت Maloney & Porcelli دچار نشوید. حجم و الگوهای ترافیکِ پیاده و سواره در جلوی سایت پیشنهادی شما شاخصهای خوبی از پتانسیل جذب مشتری خواهند بود. (یک نکته: برای سریعتر محدود کردن جستوجوی خود به بلوکهای پررفتوآمد، بهدنبال فروشگاههای زنجیرهایِ ملی و منطقهای بزرگ مانند The Gap یا Eddie Bauer باشید، چون معمولاً مکانهای پُرترافیک را انتخاب میکنند.) در محل بایستید و در زمانهای مختلف روز—بهخصوص در ساعتهایی که برنامه دارید باز باشید—تعداد عابران و وسیلههای نقلیه را بشمارید. ترافیک را در همهٔ جهتها و هر دو سمت خیابان تحت نظر بگیرید. ترکیب ترافیک چیست؟ کارمندان اداری، خریداران مرفه، کارگران کارخانه یا شرکتکنندگان در رویدادها؟
در حالی که میخواهید مردم از جلوی رستوران شما عبور کنند، نمیخواهید آنقدر شلوغ باشد که نتوانند به آن برسند. مسیرهایی را که مردم برای رفتوآمد به سایت پیشنهادی شما طی میکنند، در زمانهای مختلف روز—بهویژه زمانهایی که فکر میکنید اوج شما خواهد بود—رانندگی کنید. چقدر طول میکشد؟ کوتاهترین مسیر میتواند اگر ترافیک سنگین و فشرده باشد «ابد» طول بکشد. آیا ترافیک آنقدر گیر است که ورود و خروج به پارکینگ رستوران را ناراحتکننده کند؟ باز هم این موضوع برای مفاهیم سهولتمحور و بهویژه اگر صبحانه و/یا ناهار دورهٔ اصلی شما خواهد بود، اهمیت بیشتری دارد.
اگر سایت شما نزدیک خروجی آزادراه یا کنار بزرگراه شلوغ خواهد بود، الگوهای ترافیک را هنگام تصمیمگیری دربارهٔ دورههای وعدهٔ هدف در نظر بگیرید. اگر میخواهید مشتریان صبحانه را هدف بگیرید، بهتر است مکانی را در سمت ورودی جادهٔ منتهی به منطقهٔ بزرگِ کلانشهری یا پارک صنعتی بیابید. برای شام برعکس، سایتی را در سمت خروجی جاده انتخاب کنید. بررسی کنید ورود و خروج به اتوبانهایی که به رستوران شما میرسند چقدر آسان است؛ این موضوع نقش مهمی در تعیین موفقیت سایت شما بازی خواهد کرد.
هرچه به نشانههای زیر نزدیکتر باشید، احتمال ترافیک بیشتر بالاتر است:
- مناطق مسکونی
- مراکز خرید
- مدارس
- امکانات تفریحی
- مناطق مرکزی کسبوکار
- مراکز صنعتی
- تسهیلات پارکینگ
- ایستگاههای حملونقل عمومی
- مراکز سرگرمی
- خروجیهای آزادراه
در مناطق روستایی و حومهای—که ساکنان برای خرید و غذاخوردن از خودرو استفاده میکنند—افزایش شمارش ترافیک (تعداد خودروهای عبوری از خیابان) میتواند شاخص خوبی از چشمانداز مثبتِ فروش رستوران باشد.
اگر قصد دارید طرح کسبوکار برای دریافت تأمین مالی آماده کنید، ارائهٔ شمارشهای رسمی ترافیک به وامدهندگان ثالث همیشه مفید و اغلب ضروری است. هر زمان که در دسترس باشد، شمارشهای رسمی ترافیک میتواند برای مستندسازی مشاهدات خودتان هم به کار رود. منابع خوب برای گرفتن شمارشهای ترافیک محلی عبارتاند از:
- توسعهدهندگان املاک تجاری و مسکونی
- ادارات محلی برنامهریزی شهری و منطقهبندی
- اتاقهای بازرگانی محلی
- ادارات توسعهٔ اقتصادی محلی
- ادارات حملونقل ایالتی
دسترسی به پارکینگ (PARKING AVAILABILITY)
بسته به مفهوم، موقعیت جغرافیایی و زمانهای سروی که برنامه دارید، باید مشخص کنید آیا پارکینگِ کافی وجود خواهد داشت یا نه—بهخصوص در ساعات اوجِ پیشبینیشده. اگر رستوران شما در یک شهرِ بزرگ و پرجمعیت قرار دارد که تاکسی، گاراژهای پارکینگ و حملونقل عمومی بهراحتی در دسترساند، پارکینگ به آن اندازه مسئلهٔ حیاتی نخواهد بود. بااینحال، مکانی نزدیک یک پارکینگ عمومی همچنان میتواند برای جذب مشتریان حومهنشین مزیت بزرگی باشد. برخی رستورانهای سطحبالا در شهرهای متوسط تا بزرگ اغلب پارکینگِ اِمانی (valet) ارائه میدهند که از گاراژهای نزدیک بهره میگیرد.
در حومه و روستا، هرچه مفهوم شما سهولتمحورتر باشد، داشتن پارکینگِ نزدیک مهمتر خواهد بود. کارکنان اداری و کارخانهای در این مناطق که بهدنبال صبحانه یا ناهارِ سریع هستند، به پارکینگِ تند و آسان نیاز دارند. در مقابل، واحدهای فاینداینینگ و کژوال در مناطق شهری و حومهای معمولاً به پارکینگ خارج از محل، پارک در خیابانهای محله و پارکینگِ امانی تکیه میکنند. با این گفته، دسترسیِ راحت به پارکینگ میتواند حتی در رستورانهای سطحبالا هم به موفقیتِ دورههای بسیار زودگذرِ صبحانه و ناهار بهطور معنیداری بیفزاید.
برخی شهرها قبل از صدور مجوز رستوران، طرح پارکینگ میخواهند. برای مثال، در برکلیِ کالیفرنیا، مقررات محلی ممکن است رستورانهای بزرگ را ملزم کند که برای جلوگیری از ازدحام پارکینگ در خیابانهای محلی، پارکینگِ داخل یا خارجِ محل فراهم کنند. اگر یک رستوراندار بالقوه نتواند فضای کافی برای پارکینگ بیابد، اجازهٔ افتتاح در آن مکان را نخواهد داشت.
اگر باید پارکینگ فراهم کنید، نخستین گام شما باید بررسی مقررات محلی پارکینگ باشد. بیشتر مقررات شهری، میزان پارکینگ مجاز را تنظیم میکنند و ابعاد مشخصی برای هر جای پارک تعیین میکنند—معمولاً ۷٫۵ فوت در ۱۶ فوت برای خودروهای کامپکت و ۱۰ فوت در ۱۸ فوت برای خودروهای بزرگتر. هنگام محاسبهٔ نیاز فضایی، باید برای یک لاین ترافیک نیز پیشبینی کنید تا خودروها بتوانند بهراحتی وارد و از پارکینگ خارج شوند.
اگر پارکینگِ خارج از محلِ شما در مجاورت ساختمانی دیگر قرار دارد، مقررات محلی معمولاً میطلبند که اجازه و توافقنامهٔ کتبی از مالک ساختمان بگیرید. فرض نکنید مشتریان شما میتوانند از پارکینگ کسبوکارهای نزدیک استفاده کنند. مالکان پارکینگ میتوانند—و میکنند—خودروهای پارکشدهٔ بدون مجوز را به هزینهٔ مالک خودرو یدک بکشند. اگر پارکینگِ وسوسهانگیزِ برونسایتی در نزدیکی وجود دارد که متعلق به کسبوکار دیگری است و احتمالِ جریمه شدن وجود دارد، ببینید آیا صاحب آن محل اجازه میدهد تابلویی برای هشدار به مشتریانتان نصب کنید یا نه.
