نان و سلامت  Bread and Health

نان و سلامت  Bread and Health

در بخش بزرگی از تاریخ بشری، نان با زندگی و نیرو گره خورده است. در تمدن غرب، نان به‌ویژه به‌عنوان یک استعاره‌ی رایج به‌کار رفته و بارها در متون دینی یهودی-مسیحی در طول هزاران سال دیده می‌شود. در سفر خروج، خدا به موسی و بنی‌اسرائیل وعده می‌دهد که نان برایشان فراهم خواهد کرد؛ در معجزه‌ی نان و ماهی‌ها، عیسی با چند قرص نان و چند ماهی کوچک هزاران گرسنه را سیر می‌کند؛ و در شام آخر، او نان را استعاره‌ای برای بدن خود قرار می‌دهد. امروزه، مرکز کشاورزی یک منطقه را گاهی «سبد نان» می‌نامند، و درباره‌ی یک زن باردار به‌طور محاوره‌ای گفته می‌شود که «یک نان در فر دارد» (bun in the oven).

با این حال عجیب است که در یک نسل اخیر، نان تا حدی شهرت بدی پیدا کرده است. نان که بیشتر از کربوهیدرات‌ها تشکیل شده، در جریان تب «کم‌کربوهیدرات» اوایل دهه 2000 ضربه سختی خورد، و هنوز هم بعضی افراد همه‌ی کربوهیدرات‌ها را چاق‌کننده می‌دانند. در ایالات متحده، دستورالعمل‌های رسمی رژیم غذایی سال 2015 مردم را به خوردن غلات کامل بیشتر و غلات تصفیه‌شده‌ی کمتر ترغیب می‌کند. مخالفان می‌گویند مشکل کربوهیدرات‌های تصفیه‌شده این است که با جدا کردن لایه‌ی سبوس از غله (مثل گندم)، دانه عملاً به نشاسته‌ی خالص تبدیل می‌شود که بدن سریعاً آن را به قند تبدیل می‌کند. گروه‌های دیگر پا را فراتر گذاشته و ادعا می‌کنند که همه‌ی گندم‌ها—چه کامل چه تصفیه‌شده—برای انسان ناسالم‌اند، چون دستگاه گوارش ما برای هضم گلوتن ساخته نشده است.

در اسطوره‌شناسی یونان باستان، دِمِتِر الهه‌ی کشاورزی، غلات و نان بود. باور داشتند قدرت او آن‌قدر بزرگ است که موضوع اصلی جشن سالانه‌ی Haloa بود؛ جشنی که در آن مردم قربانی می‌دادند و زیارت‌های طولانی انجام می‌دادند تا از لطف پایدار الهه برخوردار شوند.

در قرآن، میزی از آسمان فرو می‌آید که بر آن نان و گوشت برای نیازمندان نهاده شده است—نشانه‌ای از رحمت و قدرت خداوند.

این حقیقت وجود دارد که «زیادیِ یک چیز خوب اغلب بد است»، و این موضوع بی‌شک در مورد بسیاری از غذاهای خوش‌طعم صدق می‌کند. اما باورهای رایج درباره‌ی اینکه برخی غذاها—مانند آن‌هایی که سرشار از چربی اشباع هستند—باید به‌طور کامل کنار گذاشته شوند، در واقع پشتوانه‌ی علمی اندکی دارند یا اصلاً ندارند.

پس در مورد گندم و دیگر غلات چه کنیم؟ از میان این ادعاهای متناقض کدام را باید باور کنیم—اگر اصلاً قابل‌باور باشند؟

هدف ما در این فصل ارائه‌ی بهترین و تازه‌ترین درک علمی از تأثیر خوردن نان بر سلامتی است. شاید این کار ساده به‌نظر برسد، اما در واقع در علوم تغذیه و اپیدمیولوژی، رسیدن به واقعیت‌های قطعی بسیار دشوار است. دلایل زیادی وجود دارد که توضیح خواهیم داد: بررسی دقیق علمی در تقاطع میان رژیم غذایی و فیزیولوژی فردی به‌شدت دشوار است. نتایجی که در این فصل گزارش می‌کنیم، بر اساس جدیدترین و سخت‌گیرانه‌ترین تحقیقات علمی موجود در زمان نگارش است.

واقعیت این است که رد کردن ایده‌های قدیمی ساده‌تر از ارائه‌ی توضیحات جدید است. اغلب صادقانه‌ترین ارزیابی این است که علم به‌سادگی نمی‌داند برای سالم ماندن دقیقاً چه باید بخوریم. شاید شنیدن جمله‌ی «این را بخور و سالم بمان» خوشایندتر باشد، اما خیلی وقت‌ها چنین توصیه‌هایی افسانه‌هایی بر پایه‌ی حدس و گمان هستند—همان‌طور که داستان ناامیدکننده‌ی فیبر غذایی نشان می‌دهد . این تنها یکی از مثال‌های متعدد است که در آن علمی به‌ظاهر معتبر توصیه‌های متناقضی درباره‌ی رژیم غذایی داده است. نمونه‌های مشهور دیگر شامل ماجرای کربوهیدرات‌ها، کره، غلات کامل و گلوتن است که همه‌ی آن‌ها را در همین فصل بررسی می‌کنیم.

نظام‌های غذایی  Dietary Systems

منطق رایج برای یک «نظام غذایی»—یعنی مجموعه‌ای از ادعاها درباره اینکه کدام غذاها برای شما مفید هستند و کدام‌ها نه—این است که پیروی از عادات غذایی توصیه‌شده در این نظام موجب بهبود سلامتی شما می‌شود یا دست‌کم یک تهدید بالقوه را از میان برمی‌دارد. اغلب، کسانی که نظام‌های غذایی را تبلیغ یا به فروش می‌رسانند وعده‌ی نتایج مشخصی می‌دهند. این نتایج قابل‌اندازه‌گیری‌اند و بنابراین می‌توانند با روش علمی مورد آزمایش قرار گیرند. پرسش این است: بر اساس دانش علمی روز، این نظام‌ها تا چه اندازه مؤثر هستند؟

متأسفانه، پاسخ در بیشتر موارد این است که چندان مؤثر نیستند—یا اصلاً کار نمی‌کنند.

این حقیقت تلخ حتی در مورد نظام‌های غذایی پذیرفته‌شده توسط جمع زیادی از مردم، پزشکان و «متخصصان» هم صدق می‌کند. همه شنیده‌اند که خوردن مقدار زیادی فیبر از سرطان روده بزرگ جلوگیری می‌کند، کاهش کلسترول در رژیم غذایی برای قلب خوب است، و مصرف نمک فشار خون را بالا می‌برد. اما دریغ که هیچ‌یک از این «حقایق» زیر ذره‌بین پژوهش‌های علمی پابرجا نمانده‌اند. بهترین شواهد علمی موجود تا امروز، رایج‌ترین باورها درباره‌ی هر یک از این نظام‌های غذایی را رد می‌کنند.

در واقع، به‌عنوان یک قاعده‌ی کلی، بیشتر نظام‌های غذایی پرطرفدار (نظام‌های غیرپزشکی) ادعاهایی مطرح می‌کنند که شواهد علمی آن‌ها را صراحتاً رد می‌کند. نگران‌کننده‌تر این‌که این موضوع حتی در برخی نظام‌های غذایی پزشکی که توسط پزشکان و متخصصان تغذیه تبلیغ می‌شوند هم دیده می‌شود.

داستان فیبر  The Story of Fiber

ماجرای فیبر شاید روشن‌ترین نمونه از موارد متعددی باشد که در آن علم به ظاهر معتبر، توصیه‌های متناقضی درباره‌ی خوردن غذا ارائه کرده است. احتمالاً شنیده‌اید که غذاهای غنی از فیبر می‌توانند خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ را کاهش دهند. این ایده‌ی قدرتمند از دکتر دنیس پارسونز برکیت، یک پزشک مبلغ ایرلندی، سرچشمه گرفت. او سال‌های بسیاری در دهه‌ی 1940 و پس‌ازآن در کنیا و اوگاندا گذراند. برکیت یک جراح توانمند بود که کشف نوعی سرطان جدید در کودکان آفریقایی—که امروزه به نام لنفوم برکیت شناخته می‌شود—به او نسبت داده می‌شود.

برکیت همچنین به سرطان روده بزرگ توجه نشان داد و دریافت که موارد بسیار اندکی از این بیماری در میان بیمارانش دیده است. پس از بازگشت به بریتانیا در دهه‌ی 1960، او مطالعه‌ای روایی و شخصی نوشت که صرفاً بر اساس تجربه‌ی خودش بود؛ او الگوهای بیماری در بیمارستان‌های بریتانیا و آفریقا را با هم مقایسه کرد. نتیجه گرفت که در بیمارستان‌های آفریقایی موارد کمتری از سرطان روده بزرگ دیده می‌شود.

اینکه این ادعا از نظر آماری درست بود یا نه، روشن نیست؛ برکیت هرگز یک تحلیل دقیق انجام نداد. بااین‌حال، این مشاهده الهام‌بخش او شد تا فرضیه‌ای مطرح کند: او حدس زد رژیم غذایی پر فیبر باعث می‌شود مواد دفعی سریع‌تر از روده عبور کنند و بنابراین اسیدهای صفراوی فرصت کمتری برای اثر سرطان‌زا داشته باشند.

توضیح تکمیلی:
فیبر غذایی شامل کربوهیدرات‌های پیچیده غیرنشاسته‌ای است که عمدتاً در گیاهان یافت می‌شوند، و همچنین ترکیبات گیاهی به نام لیگنان‌ها. این ترکیبات بدون هضم شدن وارد روده‌ی کوچک انسان می‌شوند و به همان شکل به روده‌ی بزرگ می‌رسند، جایی که برخی از آن‌ها توسط باکتری‌های روده تخمیر می‌شوند.

علاوه بر ادعای کمک به پیشگیری از سرطان روده بزرگ، گفته می‌شود فیبر خطر بیماری‌های قلبی‌-عروقی (CVD) را هم کاهش می‌دهد. این نظریه محتمل است: فیبر محلول می‌تواند جذب چربی‌ها را مهار کرده و در نتیجه سطح چربی خون را کاهش دهد. همچنین، فیبر محلول و نوع دیگری از فیبر به نام نشاسته‌ی مقاوم  توسط باکتری‌های روده تخمیر می‌شوند و اسیدهای چرب زنجیره کوتاه تولید می‌کنند که تصور می‌شود سطح کلسترول خون را پایین می‌آورد.

اما آیا واقعاً فیبر از CVD محافظت می‌کند؟
متأسفانه، بر اساس شواهد موجود امروز که بیشتر از داده‌های مشاهده‌ای به دست آمده، پاسخ قطعی نداریم. همان‌طور که در بسیاری از مطالعات مشاهده‌ای دیگر دیده‌ایم، صرف وجود ارتباط میان مصرف بیشتر فیبر و کاهش خطر CVD به این معنا نیست که مصرف فیبر بیشتر جلوی بیماری قلبی را می‌گیرد یا اینکه مصرف کم فیبر عامل بیماری قلبی است.

مفین سبوس نمونه‌ی بارز غذایی است که مردم آن را پر فیبر می‌دانند، اما ممکن است چندان مغذی نباشد. یک مفین بزرگ سبوس می‌تواند به‌اندازه‌ی یک وعده کامل غذا کالری داشته باشد.

نظریه‌ی برکیت به‌سرعت تبدیل به یک جنبش جهانی شد.
او در کتاب سال 1979 خود با عنوان Don’t Forget Fibre in Your Diet (فیبر را در رژیم غذایی خود فراموش نکنید)، پیامش را به مخاطبان عمومی رساند. این کتاب پرفروش بین‌المللی او را به یک سلبریتی دنیای تغذیه بدل کرد. در همان زمان، چند مطالعه‌ی کوچک ظاهراً فرضیه‌ی او را تأیید کردند و چند مطالعه‌ی دیگر آن را رد نمودند. بااین‌حال، هیچ مدرک علمی قطعی وجود نداشت که نشان دهد فیبر مانع سرطان روده بزرگ می‌شود.

تب فیبر  The Fiber Craze

تا سال 1984، شرکت‌های غذایی به این موج پیوسته بودند. کلاگز (Kellogg’s) روی برند غلات صبحانه‌ی All-Bran ادعای سلامتی درج کرد و گفت مصرف آن می‌تواند خطر برخی سرطان‌ها را کاهش دهد. تغییرات در قوانین فدرال ایالات متحده در سال 1990 به تولیدکنندگان آزادی بیشتری داد تا ادعاهای سلامتی را در تبلیغات و برچسب‌ها ذکر کنند.

فروشگاه‌های مواد غذایی سالم، نویسندگان کتاب‌های آشپزی، و روزنامه‌نگارانی که حوزه‌ی تغذیه را پوشش می‌دادند، به این موج پیوستند. خیلی زود صدها محصول غذایی، کتاب و مقاله منتشر شدند که مزایای رژیم پر فیبر را تبلیغ می‌کردند. تب فیبر دهه‌ها ادامه یافت. حتی در سال 2008، کلاگز کمپینی داشت که وعده می‌داد اگر 10 روز All-Bran بخورید، دستگاه گوارشتان سالم‌تر خواهد شد.

ایالات متحده در صدر مصرف‌کنندگان غلات کامل قرار دارد و پیش‌بینی می‌شود بازار آن تا سال 2022 به 46.2 میلیارد دلار برسد.

ضعف علمی  Scientific Weakness

از دیدگاه علمی، اما، پیوند بین فیبر و سرطان همچنان چیزی بیش از حدس و گمان نبود.
مطالعات رژیم غذایی بدنام‌اند به‌خاطر سوگیری‌های گوناگون و عوامل مداخله‌گر (Confounding Factors) که می‌توانند توهم ارتباط علت و معلولی ایجاد کنند، درحالی‌که در واقع هیچ ارتباطی وجود ندارد .

تنها راه رسیدن به نتیجه‌ی پایدار، کارآزمایی‌های مداخله‌ای تصادفی‌شده‌ی بزرگ (RCTs) است: مطالعاتی که صدها یا هزاران نفر را به‌طور تصادفی به دست‌کم دو گروه تقسیم می‌کنند—یک گروه رژیم غذایی خاص می‌گیرد و گروه دیگر رژیم معمولی را ادامه می‌دهد—و سپس وضعیت سلامتی همه‌ی افراد در طول زمان پیگیری می‌شود. حتی با وجود این آزمایش‌ها هم، شانس و تصادف می‌تواند نقش ایفا کند؛ بنابراین نتایج زمانی قابل‌اعتماد خواهند بود که چندین مطالعه مشابه عوامل مداخله‌گر احتمالی را کنار بگذارند و به یک نتیجه‌ی مشترک برسند.

آزمایش‌های اولیه  Early Tests

اما آیا ایده‌ی برکیت ارزش داشت؟
اولین آزمایش‌ها در قالب مطالعات کوچک و ساده انجام شدند؛ این‌ها بسیار سریع‌تر و ارزان‌تر از کارآزمایی‌های بزرگ هستند. هدف اصلی این مطالعات کوچک، بررسی این است که آیا شواهد کافی برای سرمایه‌گذاری در مطالعات گسترده‌تر وجود دارد یا خیر.

در برخی از این مطالعات کوچک، افرادی که مقدار زیادی فیبر مصرف می‌کردند، به‌ظاهر نرخ پایین‌تری از برخی بیماری‌ها را تجربه کردند. برکیت و طرفدارانش این یافته‌های اولیه را پرشور تبلیغ کردند.

آن‌ها باید محتاط‌تر می‌بودند.
چرا که فیبر از منابع غذایی متنوعی می‌آید و غذاها ترکیبات شیمیایی پیچیده‌ای دارند. بعضی از این ترکیبات احتمالاً برای سلامتی مفید هستند و فیبر فقط یکی از آن‌هاست. بنابراین حتی اگر مصرف برخی غذاهای فیبردار خطر بیماری را کاهش دهد، یک دانشمند دقیق باید بپرسد:
آیا این اثر به خاطر خود فیبر است، یا به دلیل ترکیب دیگری که همراه آن وجود دارد؟

  • ChooseMyPlate.gov (دیاگرام USDA):
    سال‌ها وزارت کشاورزی آمریکا (USDA) هرم غذایی را ترویج می‌کرد که در آن غلات در پایه‌ی هرم قرار داشتند.
    اما مدل جدید MyPlate سهم غلات را به حدود یک‌چهارم کاهش داد و توصیه کرد دست‌کم نیمی از غلات مصرفی به‌صورت غلات کامل باشند.

فیبر در دو شکل اصلی وجود دارد: محلول و نامحلول، که هر کدام اثرات متفاوتی بر بدن دارند .

اولین کارآزمایی بزرگ  The First Large-Scale Trial

بیست سال پس از انتشار کتاب برکیت، نخستین آزمایش بزرگ و طولانی‌مدت درباره فیبر نتایج خود را اعلام کرد.
مطالعه سلامت پرستاران (Nurses’ Health Study) بیش از 88,000 زن را به مدت 16 سال دنبال کرد. پس از تحلیل داده‌ها، پژوهشگران نتیجه گرفتند که میزان مصرف فیبر هیچ تأثیر معناداری بر خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ نداشت.

این مطالعه هرچند بی‌نقص نبود، اما مطالعات آینده‌نگر دیگر (prospective studies) و نیز کارآزمایی‌های تصادفی‌شده (RCTs) به‌زودی همان نتایج را تأیید کردند.

یک متاآنالیز در سال 2014 که چندین مطالعه مورد-شاهدی آینده‌نگر با مجموع 10,948 شرکت‌کننده را بررسی کرد، نشان داد مصرف فیبر رژیمی می‌تواند خطر آدنوم کولورکتال (مرحله پیش‌سرطانی روده بزرگ) را کاهش دهد.
اما خود نویسندگان اذعان داشتند که شواهدشان محدود است، بیشتر بر پایه مطالعات مورد-شاهدی بوده، ابزارهای پرسشگری معتبر به‌کار نرفته و عوامل مداخله‌گر به‌طور کامل کنترل نشده‌اند. در نتیجه، برای تأیید این یافته‌ها، مطالعات آینده‌نگر بهتر طراحی‌شده موردنیاز است.

تا اینجا، هیچ‌یک از نظریه‌های پرطرفدار درباره نقش فیبر در پیشگیری از سرطان روده بزرگ با شواهد کافی علمی پشتیبانی نمی‌شوند.

گریز از واقعیت  Dodging Reality

برکیت هیچ‌گاه شاهد رد نظریه‌اش نبود. او در سال 1993 درگذشت، در حالی‌که هنوز بابت «کشف فیبر» ستایش می‌شد.
اما پیروان و طرفداران فیبر پس از انتشار مقالات علمی که نشان دادند این نظریه ارزش عملی ندارد، عقب‌نشینی نکردند. بلکه به‌سرعت تغییر مسیر دادند: این بار ادعا کردند که دلایل زیادی غیر از سرطان وجود دارد برای اینکه باید رژیم پرفیبر داشت.

حتی نهادهایی که باید مسئولانه‌تر عمل می‌کردند، به همین شیوه رفتار کردند.
وقتی انستیتو ملی سلامت ایالات متحده (NIH) در سال 2000 نتایج Polyp Prevention Trial و Wheat Bran Fiber Study را منتشر کرد ، بیانیه خبری رسمی بخشی پرسش‌وپاسخ داشت. در پاسخ به اینکه «چرا آزمایش‌ها اثر محافظتی نشان ندادند؟»، تنها توجیه‌ها و بهانه‌ها آورده شده بود—نه پذیرش این احتمال که شاید ایده‌ی اصلی اشتباه بوده است. در بخش دیگری هم برای آرام کردن مردم گفته شد که «دلایل دیگری» برای مصرف فیبر وجود دارد.

بعدها، خلاصه‌ی اینترنتی مؤسسه ملی سرطان (NCI) برای متخصصان سلامت اذعان کرد که شواهد موجود اثبات نمی‌کنند مصرف فیبر اثر محافظتی دارد و یافته‌های همین مطالعات را بازگو نمود.
اما نسخه‌ی وب‌سایت عمومی همان مؤسسه، موضوع را ساده‌سازی و کم‌رنگ جلوه داد و تنها نوشت:

«هنوز معلوم نیست که رژیمی کم‌چربی و کم‌گوشت و سرشار از فیبر، میوه و سبزیجات می‌تواند خطر سرطان روده بزرگ را کاهش دهد یا نه.»

این رویکرد، از نظر علمی صادقانه نیست، اما کاملاً مطابق با طبیعت انسان است.
مردم به‌سختی می‌پذیرند که اشتباه کرده‌اند.
متخصصان هم می‌خواهند اعتبار خود را حفظ کنند؛ زیرا اگر اعتراف کنند تمام هیاهوی فیبر یک فریب بوده، مردم شاید دیگر به توصیه‌های بعدی آن‌ها اعتماد نکنند.

همچنین، مصرف‌کنندگان ممکن است خشمگین شوند از اینکه میلیاردها دلار برای خرید غذاها و مکمل‌های پر فیبر پرداختند، درحالی‌که هیچ فایده‌ای در کاهش خطر سرطان روده بزرگ نداشته است.
و البته بیشترین ضرر متوجه شرکت‌های غذایی است، که نمی‌خواهند تمرکز بر فیبر کاهش یابد؛ چراکه همچنان می‌خواهند محصولات و مکمل‌های پرفیبر خود را با تبلیغات سلامتی به فروش برسانند.


📌 حاشیه‌ها:

  • «در قرون وسطی، غلات کامل ناسالم تلقی می‌شدند و بیشتر توسط دهقانان مصرف می‌گردید  . جالب آنکه امروز همین غلات “نامرغوب” در میان مصرف‌کنندگان مرفه بیشترین تقاضا را دارند.»
  • «بسته‌بندی‌های غذایی اغلب به مواد پرطرفدار اشاره می‌کنند—یا نبود مواد نامحبوب را تبلیغ می‌کنند. هرچند این برچسب‌ها می‌توانند برای افراد دارای آلرژی غذایی یا بیماری‌های نادر مفید باشند، اما بازاریابان روی تأثیرگذاری این کلمات پرزرق‌وبرق بر طیف گسترده‌تری از مخاطبان حساب باز می‌کنند.»

 

 

 

دسته بندی ها: نان مدرنیست 1