۱.۱ امنترین کسبوکار روی زمین کدام است؟
کسبوکارهای زیادی مثل تجارت، خردهفروشی، املاک و مستغلات، بانکداری و امور مالی، تدریس و… وجود دارند. چرا کسی باید بخواهد یک رستوران باز کند؟ من چند نکته خیلی جالب دارم که به شما کمک میکند این کسبوکار را بهتر درک کنید.
اول از همه، یک رستوران یک منبع درآمد اضافی و تکرارشونده برای شماست. این کار به شما کمک میکند بسیار سریعتر از درآمد فعلیتان به آزادی مالی برسید. این یک درآمد منظم ماهانه است که وقتی رستورانتان شروع به سوددهی کند، به دست خواهید آورد.
این نکته به ما کمک میکند به سؤال «امنترین کسبوکار روی زمین کدام است؟» پاسخ دهیم. همه نیاز به خوردن چیزی دارند و هیچکس نمیتواند بدون خوردن چیزی زنده بماند. بنابراین اگر همه نیاز به خوردن دارند، نمیتوانند همیشه در خانه غذا بخورند. انسانها به تنوع نیاز دارند. پس هر خانواده، هر زوج، و هر فرد مجرد، باید هر از گاهی برای خوردن چیزی بیرون برود. حتی اگر فقط گاهی باشد.
برخی افراد ترجیح میدهند تقریباً همیشه در خانه غذا بخورند. اما بعضیها غذاهای خانگی را دوست ندارند و حتماً گاهی برای خوردن بیرون میروند.
معمولاً در آخر هفتهها، وسط هفته یا هر زمان که مردم هوس بیرون رفتن برای غذا میکنند. این برای کسبوکار رستوران خوب است، برای صنعت هم خوب است. علاوه بر این، خود رستوران منابع درآمد متعددی دارد.
برای مثال، اگر شما یک رستوران مستقل راهاندازی کنید، عوامل زیادی میتوانند مسئول سود شما باشند. یک کسبوکار مستقل میتواند شامل موارد زیر باشد:
- سرویس داخل سالن که مردم برای غذا خوردن به آنجا میآیند.
- فروشگاه تحویل غذا که مردم از آن سفارش میدهند.
- غرفههای جشنها که مردم در زمان جشنها به آنجا میآیند.
- مهمانسرا برای رویدادهای مهم.
- خدمات پذیرایی بیرون از محل که مردم بهصورت عمده غذا سفارش میدهند.
از آنجایی که همه این جریانهای درآمد برای یک رستوران وجود دارد، این کسبوکار فوقالعاده است. با این حال، اگر رستوران شما فقط به یک منبع درآمد وابسته باشد، ممکن است آن منبع از بین برود. اما اگر چندین جریان درآمدی داشته باشید، شانس شکستتان تقریباً ناچیز میشود.
علاوه بر این، صنعت رستوران نسبت به سرمایهگذاری که انجام میدهید، حاشیه سود بالایی دارد.
۱.۲ چه کسانی باید یک رستوران باز کنند؟
حالا ممکن است با خودتان فکر کنید که اگر این کسبوکار رستوران حاشیه سود بالایی دارد، پس تکلیف تمام ضایعات چه میشود؟ چون هر روز باید غذا پخته شود. بعضی وقتها مهمانها میآیند و غذا مصرف میشود، و بعضی وقتها مهمان نمیآید و غذای پخته شده دور ریخته میشود.
با وجود تمام ضایعات و نکات منفی که بهصورت فنی یک رستوران دارد، من همچنان این کسبوکار را یکی از سودآورترینها میدانم چون شما وارد کاری میشوید که هر روز به شما پول میدهد.
اینطور نیست که سرمایهگذاری بزرگی بکنید و در عوض درآمد بسیار کمی با سود ناچیز به دست بیاورید. پس در مجموع، با وجود ضایعات و هزینهها، حاشیه سود همچنان بالاست.
دوم اینکه، راههای زیادی برای کم کردن ضایعات وجود دارد. اینطور نیست که یک عالمه غذا بپزید و فقط منتظر مشتری بمانید تا در نهایت مجبور شوید آن را دور بریزید. روشها، نکات و ترفندهای زیادی برای برنامهریزی درست منو وجود دارد تا رستورانتان به خاطر ضایعات دچار ضرر نشود.
نکته مهم دیگری که میخواهم روی آن تأکید کنم، سهولت و سرعت راهاندازی یک رستوران است. در هند یا هر جای دنیا، باز کردن رستوران بهطور خاص بسیار راحتتر از باز کردن یک کارخانه بزرگ است که باید همه مجوزها و کارهای قانونی را انجام دهید و سرمایه هنگفتی جور کنید. چه توان مالی داشته باشید چه نه، این فرایند خیلی بزرگ است. تازه بعد از آن باید نیرو استخدام کنید و یک تیم بزرگ تشکیل دهید.
همه این مراحل وقتی رستوران باز میکنید کنار میرود. اگر همانطور که من در این بخش آموزش میدهم عمل کنید، میتوانید در عرض ۳ تا ۴ ماه یک رستوران راهاندازی کنید — بله، ممکن است! اگر روی موارد درست تمرکز کنید، میتوانید ظرف ۳ ماه یک رستوران فعال داشته باشید.
این یکی از بهترین نکاتی است که به نظر من برای موفقیت یک کسبوکار ایدهآل است.
علاوه بر جنبههای فنی، مالی و عملیاتی، یکی از جذابترین ویژگیهای یک رستوران این است که شما با افراد زیادی ملاقات میکنید و همزمان از آنها پول درمیآورید — و آنها هم از این بابت خوشحالاند.
این یعنی یک سناریوی سهبردی در کسبوکار شما.
معمولاً وقتی از کسی پول میگیرید، او خوشحال نمیشود. اما در اینجا، شما به او غذا میدهید، دعای خیرش را میگیرید، او از تجربه لذت میبرد و شما هم پول درمیآورید. این یکی از جالبترین تجربیاتی است که من در هیچ کسبوکار دیگری ندیدهام!
اگر شما یک آدم اجتماعی هستید — مثل بسیاری از ما — و در شبکههایی مثل فیسبوک، لینکدین، اینستاگرام، واتساپ و… فعالید، این کار خیلی با شما سازگار است. ما انسانها دوست داریم همهجا ارتباط برقرار کنیم، تجربههایمان را به اشتراک بگذاریم و مهمانی بگیریم.
پس مگر اینکه خیلی درونگرا باشید، بیشتر اهداف زندگیتان را میتوانید با یک رستوران به دست آورید و همزمان درآمد خوبی هم داشته باشید و لذت ببرید.
اگر الان یک کسبوکار خانوادگی یا شراکتی دارید اما احساس رضایت نمیکنید، چون کارتان را دوست ندارید، با باز کردن رستوران و انجام درست کارها، هم عاشق کارتان میشوید و هم پول درمیآورید.
این یکی از نادرترین ترکیبها در هر کسبوکار است و همان دلیلی است که من را به راهاندازی رستورانهای جدید و کمک به دیگران برای باز کردن رستوران خودشان ترغیب میکند. چون وقتی عاشق رستورانداری بشوید، دیگر آسمان هم حد و مرزتان نیست.
یکی دیگر از دلایل ایدهآل بودن رستوران این است که در برابر رکود اقتصادی مقاوم است.
منظورم از مقاوم این است که فرض کنید اوضاع اقتصادی خراب شده، همه جا حرف از بحران مالی است و بازار ضعیف شده. حتی در این شرایط، رستوران ترکیبی از ضرورت و تفریح است — نه یک کالای کاملاً لوکس و نه یک نیاز صددرصد حیاتی.
مردم شاید تعداد دفعات رفتن به رستوران را کم کنند، اما معمولاً آن را به صفر نمیرسانند. مثلاً اگر قبلاً هفتهای ۵ بار میرفتند، حالا شاید ۲ یا ۳ بار بروند.
وقتی فروش کمی پایین بیاید، با بازاریابی خوب و فعالیتهای جذاب میتوان آن را جبران کرد. به همین دلیل، وقتی بلد باشید یک رستوران موفق راه بیندازید و اداره کنید، این کسبوکار بهراحتی از رکود عبور میکند.
به احتمال زیاد هم به یک رستوران بسنده نخواهید کرد. البته اگر با یک رستوران احساس رضایت کنید و نخواهید بیشتر کار کنید، ایرادی ندارد. اما من دیدهام شاگردان، همکاران و دوستانی که کمکشان کردهام، ظرف چند سال سه، چهار یا پنج رستوران افتتاح کردهاند.
چون این کار اعتیادآور، قابل توسعه و تکرارپذیر است. کافی است همان فرمول را در جای دیگری کپی کنید — از چیدمان آشپزخانه گرفته تا طراحی رستوران که در ادامه به شما یاد میدهم. لازم نیست دوباره همه چیز را از نو کشف کنید.
اینها نکات کلیدی برای راهاندازی رستوران خودتان هستند و وقتی این کار را بکنید، زندگیتان مثل ابریشم نرم و روان خواهد شد.
انتخاب یک نام مناسب برای رستوران شما
نامگذاری رستوران یکی از حوزههایی است که دیدهام خیلیها وقت، انرژی و پول زیادی صرف آن میکنند و با این حال در نهایت خرابش میکنند!
این جایی است که حس هنری آنها به اوج میرسد و بیش از حد لازم زمان صرف میکنند تا یک نام نهایی کنند.
بهنوعی به نظرم شبیه فرایند انتخاب اسم برای فرزندتان است (اگر تا به حال این کار را کرده باشید).
به نظر من، نام باید ساده باشد و ترجیحاً بیش از سه کلمه نباشد، چون وقتی بیشتر شود، مردم تمایل دارند آن را فراموش کنند.
نام باید ایده کلی درباره مفهوم رستوران بدهد و حس کنجکاوی ملایمی ایجاد کند تا افراد بخواهند آن را تجربه کنند.
وقتی نام نهایی شد، میتوانید سراغ یک طراح بروید تا لوگو را طراحی کند.
همیشه آن را ساده نگه دارید؛ در طراحی زیادهروی نکنید که شلوغ، گیجکننده یا زننده شود!
سپس یک شعار ساده اضافه کنید که مفهوم را بهطور خلاصه توضیح دهد.
مثال: یک رستوران غذای جنوب هند به نام «Southy» با شعار «مکانی برای عاشقان غذای اصیل جنوب هند» — این نام و شعار بهطور خلاصه مفهوم را منتقل میکند.
مثال نام و شعار گیجکننده: «Celebration» با شعار «پاتوق شادی شما» — اگر دقیق نگاه کنید، خواننده اصلاً نمیفهمد این مکان یک رستوران است یا یک لانژ بار، تالار پذیرایی یا محل بازی!
پس بهطور کلی ساده نگه دارید و زیادهروی نکنید.
۷ تا ۱۰ نام و شعار بنویسید و به دوستان و خانواده نشان دهید. به آنها نگویید این نامها برای چیست. فقط سؤال بپرسید و بازخورد بگیرید. اگر توانستند نام و مفهوم را بفهمند، دیگران هم خواهند فهمید. اگر متوجه نشدند، دوباره روی نامها کار کنید.
باید با یک نام قابل فهم شروع کنید!
اقدام سریع – همین حالا انجام دهید!
۱.۳ چه کسانی نباید رستوران باز کنند؟
این بخش برایم خیلی مهم است و میخواهم کاملاً شفاف و دقیق بگویم.
هر کسبوکاری مزایا و معایب خودش را دارد و باید بگویم داشتن یک رستوران شخصی یک طرح سریع پولدار شدن یا بلیت بختآزمایی نیست! این کار بهشدت سخت است.
نمیتوانید انتظار داشته باشید رستورانتان از روز دوم شروع به پولسازی کند.
اینطور نیست که از همان روز اول سود کنید — شاید در بورس این اتفاق بیفتد، اما آن هم معایب خودش را دارد.
پس مهمترین ویژگیای که باید داشته باشید صبر است. باید ایمان زیادی به رستوران خودتان داشته باشید و سخت کار کنید.
افراد تنبل یا کسانی که دنبال «یکشبه میلیاردر شدن» هستند — همانطور که در فیلمها نشان میدهند — بهتر است اصلاً به رستورانداری فکر نکنند.
رستوران همچنین یک بیانیه سبک زندگی یا اثر هنری شخصی شما نیست.
مثلاً اگر میخواهید یک کولر گرانقیمت فقط برای نمایش بگذارید، باید بگویم اشتباه میکنید. باید عملگرایانه خرج کنید.
البته دکور رستوران باید خوب باشد، اما باید بین عملی بودن و نیاز واقعی تعادل برقرار کنید — مثل تفاوت بین «خواستن» و «نیاز داشتن».
هزینه زیاد برای لوکسسازی میتواند کل کسبوکار را به خطر بیندازد.
وقتی در یک بخش بیش از حد خرج کنید، چون «لوکس» تعریف مشخصی ندارد، این روند بیپایان میشود.
نکته مهم دیگر این است که باید اهداف شخصی را کنار بگذارید.
مثلاً اگر رستورانتان را به محل دورهمی خانواده تبدیل کنید و غذا را رایگان سرو کنید، این ایده خوبی نیست.
در نهایت این کسبوکار شماست و پول شما، اما توصیه من این است که با رستورانتان کاملاً حرفهای برخورد کنید.
باید همیشه بازگشت سرمایه را زیر نظر داشته باشید. اگر ۱۰، ۱۵ یا ۲۰ لاک روپیه سرمایهگذاری کردهاید، باید هر ماه میزان درآمد را بررسی کنید و با سرمایه مقایسه کنید.
اگر این کار را نکنید، خیلی سریع رستوران وارد ضرر میشود و در نهایت مجبور به تعطیلی میشوید.
همچنین این کار برای کسانی که منابع یا درآمد محدودی دارند مناسب نیست.
شور و شوق شما برای باز کردن رستوران قابلتحسین است، اما اگر منابع مالی کافی ندارید و نمیتوانید سرمایه را تأمین کنید، این زمان برای شما مناسب نیست.
نمیخواهم وارد بدهی یا وام سنگین شوید.
یک وام کوچک قابلقبول است، اما باید بتوانید حداقل ۱۵٪، ۲۰٪ یا ۳۰٪ سرمایه را خودتان بگذارید.
اگر از نظر مالی تحت فشار شدید هستید، این کار را شروع نکنید.
رستوران برای کسانی که دنبال پول سریع، بلیت بختآزمایی یا درآمد فوری هستند هم مناسب نیست.
سوددهی یک رستوران زمان میبرد — ممکن است از ۲ ماه تا ۶ یا ۸ ماه طول بکشد تا فروش بالا برود.
هیچکس یکشبه خواب نمیبیند که شما رستوران زدهاید و صبح به آنجا بیاید.
حتی با بهترین بازاریابی، زمان لازم است تا مردم شما و مفهوم رستورانتان را بشناسند، امتحان کنند و بعد مشتری دائمی شوند.
این یکی از قویترین کسبوکارهاست، اما معایب خودش را هم دارد — مطمئن شوید که برای آن آمادهاید.
چرا به یک رستوران نیاز دارید؟ دلیل درست خود را پیدا کنید!
قبل از اینکه حتی به فکر باز کردن رستوران بیفتید، باید عمیقاً در دل و ذهنتان جستوجو کنید و دلیل درستش را پیدا کنید. چرا میخواهید رستوران باز کنید؟
- آیا برای پول است؟
- آیا آشپزی شما را هیجانزده میکند؟
- آیا میخواهید دیگران طعم غذای شما را تجربه کنند؟
- آیا برای درآمد غیرفعال (Passive Income) است؟
- آیا این کار را برای همسرتان انجام میدهید؟
- آیا عاشق دیدار و پذیرایی از دوستانتان هستید؟
- آیا از شغلتان خسته شدهاید؟
- آیا میخواهید چیزی را به کسی ثابت کنید؟
- آیا به خاطر این است که همسر/مادر/برادر شما میگویند در آشپزی خوب هستید؟
باز کردن یک رستوران اگر دلایل درست داشته باشید آسان است، اما اگر دلایل غلط داشته باشید، سخت خواهد بود.
یک رستوران جدید شامل عوامل زیادی است:
- پولی که سرمایهگذاری میکنید
- زمان (که بیقیمت است)
- منابع شما
- احساسات شخصی شما
- و مهمتر از همه، باوری که در معرض دید تمام فامیل و دوستان میگذارید.
اگر دلیل درستی پیدا کنید، نیرویی پیدا خواهید کرد که بتوانید همه چالشهایی را که یک رستوران جدید به همراه دارد، تحمل کنید.
اقدام سریع – همین حالا انجام دهید!
یک برگه کاغذ بردارید و دلیل اصلیتان برای انتخاب این هدف را بنویسید.
۱.۴ یافتن مکان مناسب برای رستوران شما
حالا رستوران را کجا باید احداث کنید و چه کسانی را هدف بگیرید؟
حدود ۱۰ تا ۱۵ سال پیش، یک جمله معروف بود که میگفت: سه چیز برای موفقیت یک رستوران مهم است: مکان، مکان و مکان — و این درست بود!
آن زمان بیشتر رستورانها به سبک «Udupi» یا رستورانهای ماهاراشتری و پنجابی بودند که برای عموم مردم غذا سرو میکردند. رستورانهای لوکس یا فاینداین زیاد نبودند.
مثلاً در بازارهایی مثل «بورس بمبئی»، به خاطر جمعیت شناور زیاد، رستورانها رونق زیادی داشتند. به همین دلیل همه تمرکز زیادی روی مکان داشتند.
اما بعد از جهانیشدن سالهای ۱۹۹۲/۱۹۹۳ و باز شدن بازار و منابع مالی، گرفتن وام و سرمایه راحتتر شد، درآمدها بالا رفت و قدرت خرید مردم افزایش یافت. حالا مردم بیشتر به کیفیت اهمیت میدهند.
به نظر من، امروز سه عامل مهم برای موفقیت یک رستوران وجود دارد: مکان، خدماتی که ارائه میدهید و بازاریابی.
موفقیت یک رستوران به این معنا نیست که اگر یکبار خدمات خوبی بدهید، مشتری حتماً برمیگردد. مردم هر روز با هزاران پیام تبلیغاتی بمباران میشوند — به طور متوسط یک فرد روزانه بیش از ۳۰۰۰ پیام بازاریابی دریافت میکند.
به همین دلیل، یک صاحب رستوران باید با این حجم از رقابت و حواسپرتی مبارزه کند.
حتی اگر کسی غذای فوقالعادهای در رستوران شما بخورد، ممکن است فردا نام رستورانتان را به خاطر نیاورد.
این به خاطر شدت رقابت بازار است. بنابراین امروز فرمول موفقیت این است: مکان، غذا، خدمات و بازاریابی.
امروزه قیمت، معیار اصلی نیست. نوع غذا و خدمات میتواند تعیینکننده موفقیت یا شکست باشد.
۱۰ تا ۱۵ سال پیش، مردم نسبت به قیمت بسیار حساس بودند. اگر قیمت یک بشقاب «Idli» فقط چند روپیه بالا میرفت، مشتری به رستوران دیگری میرفت. اما حالا بسیاری از مشتریان حتی به قیمت نگاه نمیکنند و بیشتر به تجربه اهمیت میدهند.
اکثر مهمانان دنبال غذای خوب، تجربه خوب و خدمات عالی هستند. وقتی به رستوران میروند، یک بودجه تقریبی در ذهنشان دارند و زیاد حساس به قیمت نیستند.
برای انتخاب مکان، باید رستورانهای مشابه آنچه میخواهید راهاندازی کنید را بررسی کنید.
مثلاً اگر میخواهید یک رستوران فاینداین با منوی چندملیتی (هندی، چینی، بینالمللی مثل کانتیننتال، تایلندی و…) راه بیندازید، باید حداقل سه تا چهار رستوران مشابه را بازدید کنید.
با خانواده بروید، غذا بخورید و با دقت مکانیک کارشان را بررسی کنید: دکور، منو، نحوه سرویسدهی و…
این کار به شما کمک میکند مکان مناسب را پیدا کنید و حتی میتوانید کمی با موضوع مکان بازی کنید، چون امروزه مردم وسیله نقلیه شخصی دارند و برای تجربه خوب، کمی رانندگی براشان مهم نیست.
البته نباید خیلی دور باشید — باید در فاصله رانندگی کوتاه قرار بگیرید تا رفتوآمد راحت باشد.
همچنین باید مشخص کنید مهمان ایدهآل شما چه کسی است. همه این موارد را با بازدید از رستورانهای مشابه روی کاغذ یادداشت کنید.
یافتن مکان مناسب برای رستوران
سه نکته فوقالعاده مهم برای موفقیت رستوران شما وجود دارد: مکان، مکان و مکان.
بدون مکان مناسب که جمعیتی ثابت و آماده خرج کردن برای غذا و خدمات شما داشته باشد، در صنعت رستوران موفق نخواهید شد.
قبل از افتتاح، باید درباره مکان فکر زیادی کنید و موارد زیر را بررسی کنید:
- تحلیل محیط اطراف
- وجود دفاتر و مغازههای تجاری
- تعداد مجتمعهای مسکونی
- نوع افرادی که در دفاتر کار میکنند
- رستورانها و فروشگاههای موجود
وجود پتانسیل بازار باعث میشود فروش رستوران شما سریعتر بالا برود، چون مشتریان رستورانهای دیگر همیشه به دنبال جای جدید هستند. این باعث ایجاد جریان نقدی میشود که در مکان اشتباه به دست نمیآید.
انتخاب مکان مناسب، مأموریتی حیاتی برای موفقیت رستوران شماست.
اقدام سریع – همین حالا انجام دهید!
بعد از انتخاب مکان، روی کاغذ یادداشت کنید:
- چند رستوران در آنجا وجود دارد؟
- جریان مشتریان آنها چطور است؟
- ساعت کاری آنها چیست؟
- کدام روزها شلوغ و کدام روزها خلوت هستند؟
- میانگین درآمدشان چقدر است؟
- اجارهشان چقدر است؟
- چقدر سرمایهگذاری کردهاند؟
- چند نفر را استخدام کردهاند؟
