گروه رستورانهای Ciccio
بیش از ۳۰۰ کارمند
تمپا بی و سنت پترزبورگ، فلوریدا
صاحب رستوران از سال ۱۹۹۱
www.ciccioandtonys.com
جف اولین پیتزافروشیاش را در آخرین سال دانشگاه (Florida State) راهاندازی کرد و از آن زمان بیش از ۲۰ سال در صنعت رستوران است. او امروز چندین رستوران پرطرفدار و سودآور (Ciccio’s Water، Daily Eats، Lodge، Ciccio’s Lodge، Ciccio’s California Cuisine، The Lime) را با بیش از ۳۰۰ کارمند مدیریت میکند. رستورانهای او هر هفته به بیش از ۳۵ هزار نفر سرویس میدهند.
شروع کار
از بچگی درگیر رستوران بود. مادرش در یک تئاتر شاممحور تهیهکننده بود و او از ۱۰ سالگی میز جمع میکرد. بعد از فارغالتحصیلی (رشته تئاتر)، میخواست به نیویورک برود، اما برای تأمین هزینه زندگی نیاز به درآمد داشت. با دوستش ایدهی پیتزافروشی گرفتند و با قرض ۳۰هزار دلار از یک دوست شروع کردند.
محل نزدیک دانشگاه بود و موقعیت عالی برای تحویل پیتزا داشتند. اما هیچ تجربهای نداشتند! حتی طرز درست کردن خمیر و سس را نمیدانستند. با تماس تلفنی چهار ساعته با پدر شریکش (که تجربه داشت) توانستند دستورها را یاد بگیرند و همان شب در مراسم روشنایی کریسمس، مردم عاشق پیتزایشان شدند.
اولین شکست و درسها
کارشان موفق بود، اما در ادامه، شریکش تغییر کرد و مدیریت افت کرد و آنها مجبور شدند کسبوکار را تقریباً به رایگان واگذار کنند. جف سهم بدهی ۳۰هزار دلاری را طی ۲.۵ سال پرداخت.
درسهایی که گرفت:
- با بهترین دوستت شریک نشو – روابط شخصی و تجاری بهسختی از هم جدا میشوند.
- حسابداری ساده را یاد بگیر – باید بدانی پولها در چه سبدی میرود (مالیات، اجاره، حقوق…).
تجربه در نیویورک
به نیویورک رفت، در رستورانهای معروف کار کرد و شبانهروزی مشغول شد. بهتدریج از کارگر ساده به مدیر رسید و در بخش مالی و مدیریتی تجربه کسب کرد. همزمان بازیگری هم ادامه داد و حتی در یک سریال با کلی ریپا قرارداد گرفت، اما سریال لغو شد. همین باعث شد تصمیم بگیرد تماموقت روی رستورانداری تمرکز کند.
بازگشت به فلوریدا
چند سال کار و پسانداز کرد (۴۰هزار دلار) و به زادگاهش برگشت. با کمک دوستان و سرمایهگذاران، ایدهی رستوران ایتالیایی را در تمپا اجرا کرد. او و شریک جدیدش، جیم (که حسابدار حرفهای بود)، کسبوکار را از سال ۱۹۹۶ شروع کردند.
برای انتخاب مکان، از تجربهی دوستان و خانوادههای محلی استفاده کردند و چند روز پیاپی در رستورانهای اطراف غذا خوردند تا نبض بازار را بفهمند.
راز موفقیت
- پارانویا (حس همیشه نگران بودن): حتی در اوج فروش، همیشه دنبال بهتر شدن هستند.
- کنترل هزینهها: رستوران یک «بیزینس سنتی» است؛ یعنی باید مراقب کوچکترین هزینهها باشی.
- تمرکز روی پرسنل داخلی: مدیران از پایینترین سمتها رشد میکنند. این فرهنگ رشد باعث تعهد بالاست.
- مدیران شریک: بعضی از مدیران بعد از مدتی سهمی در رستوران میخرند. وقتی خودشان سرمایهگذاری کردهاند، مثل مالک فکر میکنند و جزئیات (حتی یک سینی ۸۹ سنتی) برایشان مهم میشود.
مشتریمداری
- اگر مشتری ناراضی باشد، حتی بعد از خوردن کامل غذا، آن وعده را رایگان میکنند.
- تغییرات دائمی: هر ۱۸ تا ۳۰ ماه در هر رستوران چیزی تغییر میکند (دکور، مبلمان، منو، …).
- منو مثل یک موجود زنده باید دائم در حال تحول باشد.
آینده و توسعه
بهنظر جف، Daily Eats (یک کافه/دایِنر با منوی ساده شامل تخممرغ، برگر، شریدرز و…) بیشترین پتانسیل رشد را دارد:
- کوچک و قابل تکثیر (۲۸۰۰ فوت مربع).
- سود بالا (بیش از ۲۰%).
- قابل گسترش در مراکز خرید، هتلها، فرودگاهها و شهرهای ساحلی.
برنامه آنها رشد مرحلهای و محلی است، با تمرکز بر ایجاد کنترلهای قوی و تربیت مدیران از درون مجموعه.
نکات کلیدی جف (خلاصه):
- با دوستانت شریک نشو.
- کمی پارانویا خوب است.
- رستوران کسبوکار سنتهاست.
- مدیران باید سهم داشته باشند تا تعهد واقعی پیدا کنند.
- تغییر کن یا میمیری.
- اگر میخواهی توسعه بدهی، ساده نگهدار.

