آیا میدانستید؟ DID YOU KNOW?
- یک کسبوکار کوچک هر کسبوکار مستقلی است که ۵۰۰ یا کمتر از ۵۰۰ کارمند دارد.
- تا سال ۲۰۰۳، تعداد ۵.۷ میلیون کسبوکار کوچک حداقل یک کارمند داشتهاند.
- تا سال ۲۰۰۳، ۱۷ میلیون کسبوکار کوچک به صورت مالکیت انحصاری (sole proprietorship) اداره میشدند.
- پنجاهوسه درصد کسبوکارهای کوچک در خانه اداره میشوند.
- زنان مالک حداقل ۵۰ درصد از حدود ۱۰.۶ میلیون شرکت هستند.
- تعداد شرکتهای متعلق به اقلیتها چهار برابر سریعتر از سایر شرکتهای ایالات متحده در حال رشد است.
- از میان تمام کارفرمایان، ۹۹.۷ درصد، کسبوکارهای کوچک هستند.
- بین ۶۰ تا ۸۰ درصد از تمام مشاغل جدید (خالص) در ده سال گذشته توسط کسبوکارهای کوچک ایجاد شده است.
- هشتاد و دو درصد کسبوکارهای کوچک از نوعی اعتبار برای تأمین مالی استفاده میکنند.
- حدود ۹۵ درصد از کسبوکارهای کوچک جدید به تأمین مالی شخصی (پسانداز، وام دوم مسکن، و حمایت خانواده یا دوستان) متکی هستند.
پول، پول، پول
سرمایهگذاران فرشته (Angel investors) در سال ۲۰۰۴ حدود ۲۲.۵ میلیارد دلار در ۴۸,۰۰۰ شرکت سرمایهگذاری کردند. شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر (Venture Capital Firms) برآورد میکنند که سالانه بین ۳ تا ۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری میکنند. اداره کسبوکارهای کوچک (SBA) سالانه بیش از ۱۰ میلیارد دلار وام را تضمین میکند.
عاقلانه وام گرفتن مهم است — حتی اگر از قلک خودتان باشد. تأمین مالی اولیه ممکن است وامی از مادر باشد، اما نحوه برخورد شما با این رابطه تجاری و استفاده از پول به همان اندازه مهم است که از بانک قرض بگیرید. در بخش بعدی انواع مختلف تأمین مالی شخصی و نکاتی در مورد چگونگی استفاده درست از هر یک را بررسی خواهم کرد.
برای ۵ درصد از کارآفرینانی که به تأمین مالی رسمی و «خارجی» متکی هستند، به یاد داشته باشید که هر کسبوکار جدیدی با نوعی سرمایهگذاری شخصی آغاز میشود. سرمایهگذاران و وامدهندگان انتظار دارند که شما نیز بهطور مالی در رؤیای خود سرمایهگذاری کنید.
چه چند صد دلار باشد یا هزاران دلار که برای راهاندازی کسبوکار جدید خود نیاز دارید، برای افرادی با مهارتهای تجاری قوی و یک طرح کسبوکار محکم، پول در دسترس است.
یادگیری فرمول پولی شما
آماده باشید
رایجترین اشتباهات کارآفرینان تازهکار ناشی از عدم آمادگی است. تمام شور و اشتیاق دنیا نمیتواند کمبود تحقیق در زمان جذب سرمایه را جبران کند. قبل از پر کردن فرم وام یا تماس با یک سرمایهگذار، آماده باشید — در ذهنتان، در دلتان و روی کاغذ. ارائه «سخنرانی آسانسوری» (Elevator Pitch) بسازید.
یک سخنرانی آسانسوری بسازید
تصور کنید تنها با یک سرمایهدار ثروتمند در آسانسور هستید. این فرصت شماست تا ایده خود را مطرح کنید. آیا میتوانید توجه او را جلب کنید، ایدهتان را به او بفروشید و روح کارآفرینیاش را تحریک کنید پیش از آنکه به طبقه بیستم برسید؟
سخنرانی آسانسوری شما شرحی کوتاه است که بهطور خلاصه مفهوم کسبوکار شما را بیان میکند. این یک جمله بیروح مثل «میخواهم یک رستوران چینی راهاندازی کنم» نیست. بلکه بیانی است که هیجان و پتانسیل ایده شما را منتقل میکند — «من یک رستوران مدرن راهاندازی میکنم که غذاهای بینظیری از هر منطقه چین ارائه میدهد. من یک سرآشپز از یک رستوران محبوب نیویورک استخدام کردهام و طراح مشهور رستوران، باربارا لازاروف، با ما همکاری میکند.»
سخنرانی آسانسوری همچنین در تمرکز بر اهداف به شما کمک میکند. در طول کتاب چندین روش برای توسعه و تقویت این سخنرانی خواهید یافت.
سرمایهگذاران خود را بشناسید
درک بازار فعلی، همچنین پیشبینی و پاسخگویی به نیازها و نگرانیهای سرمایهگذاران رایج هنگام تدوین طرح کسبوکار ضروری است. کارآفرینان باید نشان دهند که کسبوکارشان توانایی ایجاد جریان درآمدی پایدار با چشمانداز سود را دارد.
نشان دهید که تیم شما کارآمد و با صنعت هدف آشناست. در غیر این صورت، ریسک برای سرمایهگذاران بیش از حد زیاد به نظر میرسد. بسیاری از سرمایهگذاران به فلسفه «روی سوار شرط ببند، نه روی اسب» باور دارند (یعنی سرمایهگذاری بر اساس فردی که مسئولیت هدایت را برعهده دارد).
جستوجوی خود را متمرکز کنید
تمرکز جستوجوی خود را روی منابعی قرار دهید که بیشترین احتمال نتیجه را دارند. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که ساعتهای بیشماری را صرف آمادهسازی قراردادهایی کنید که یا هرگز محقق نمیشوند یا در لحظه آخر فرو میریزند.
از قبل برنامهریزی کنید
پیشبینی مدتزمان لازم برای نهایی شدن یک معامله تأمین مالی میتواند دشوار باشد. اشتباه در برآورد این زمان میتواند تأثیرات ویرانگری بر کسبوکار شما بگذارد.
برنامهریزی برای منابع مالی ثانویه یا پشتیبان میتواند مانع لغزش کسبوکار شما شود.
بهترین زمان برای جذب سرمایه قبل از نیاز است، نه زمانی که واقعاً به آن نیاز دارید.
انعطافپذیر باشید
یک طرح کسبوکار خوب و محکم ضروری است، اما کارآفرینانی که بیش از حد به طرح خود وابستهاند، معمولاً شکست میخورند. چند دلیل برای این موضوع:
- بازار همیشه در حال تغییر است. اگر کسبوکاری نتواند خود را با بازار وفق دهد، در ایجاد درآمد دچار مشکل خواهد شد. هر نشانهای از لجاجت یا عدم انعطافپذیری، سرمایهگذاران را فراری میدهد.
- فرضیات شما فقط فرضیات هستند. در زمان تدوین طرح، بیانیهها و ایدهها بر اساس فرضیاتی شکل میگیرند که ممکن است نادرست باشند. حتی با وجود صرف زمان و تلاش برای ایجاد پیشبینیها، به خاطر داشته باشید که آنها تنها حدسهای آگاهانه درباره فروش آینده هستند. اگر فروش کمتر از این پیشبینیها باشد، پیامدها میتواند فاجعهبار باشد.
- تقاضاها و روندهای مصرفکننده تغییر میکند. نیاز به محصول شما ممکن است از بین برود یا توسط فروشنده دیگری برآورده شود، اگر زمان زیادی صرف توسعه شود. شما برای داشتن مشتری واقعی به محصول واقعی نیاز دارید، نه محصولی در حال توسعه.
فراموش نکنید به فروشگاه برسید
گاهی کارآفرینان زمان زیادی را صرف جستوجوی سرمایه میکنند. غفلت از عملیات روزانه کسبوکار میتواند دیگران را از سرمایهگذاری منصرف کند. اگر پولی که دارید را بهدرستی خرج نمیکنید، بهتر است اصلاً آن را جذب نکنید.
تیمی قوی بسازید
سرمایهگذاران به تیم مدیریتی شما توجه میکنند؛ این زیرساخت شرکت شماست. آنها میخواهند ببینند که شما منابع انسانی قوی در اختیار دارید. سرمایهگذاران میدانند موفقیت یک شرکت به بیش از یک نفر نیاز دارد. اگر سرمایهگذاران بالقوه به تیم شما اعتماد نکنند، به شما نیز اعتماد نخواهند کرد.
یک طرح کسبوکار مختصر و قاطع بنویسید
سرمایهگذاران وقت خواندن طرحی شبیه رمان را ندارند. آن را کوتاه و خلاصه نگه دارید بدون آنکه اطلاعات ضروری را حذف کنید. یک نسخه خلاصه یا چکیده از طرح خود آماده داشته باشید تا در صورت نیاز سرمایهگذار، فقط اصل مطلب را ارائه دهید. (جزئیات نحوه نوشتن طرح کسبوکار در فصل سوم توضیح داده شده است.)
مالکیت در برابر کنترل
یک بنیانگذار ممکن است فقط درصد کمی از مالکیت کسبوکار را داشته باشد اما درصد زیادی از کنترل را حفظ کند. عکس آن هم امکانپذیر است. یا سرمایهگذاران میتوانند، بهویژه در شرکتهای در مضیقه، قراردادهایی تنظیم کنند که در آنها بخش بزرگی از کنترل را بدون سرمایهگذاری زیاد به دست آورند.
در سمت درست قانون بمانید
هیچ کسبوکار مشروعی قصد شکستن قانون را ندارد؛ اما میانبُر زدن و ناآگاهی از قوانین میتواند حتی بهترین نیتها را به شکست بکشاند. قوانین تجاری میتوانند بسیار پیچیده و گیجکننده باشند. متأسفانه، ندانستن قوانین فرد را از عواقب آن مبرا نمیکند.
تا جایی که میتوانید در این زمینهها اطلاعات کسب کنید:
- قوانین کارفرما-کارمند — مسئولیتها، مقررات اضافهکاری و ایمنی محیط کار.
- حفاظت از ایدهها — قوانین کپیرایت، پتنتها و مقررات اسرار تجاری.
- قوانین قراردادی — چه چیزی یک قرارداد را باطل میکند.
- اوراق بهادار — مقرراتی که نحوه جذب سرمایه را کنترل میکنند.
- مقررات دولتی خاص صنعت — قوانین تجاری، بازرگانی بین ایالتی و سایر قوانین محلی، ایالتی یا فدرال.
- قوانین زیستمحیطی — استفاده از منابع طبیعی، آلودگی، ضایعات و قوانین اثرات زیستمحیطی.
یک وکیل استخدام کنید
داشتن یک وکیل شرکتی برای شروع کسبوکار حیاتی است. اگرچه این متخصصان گران هستند، اما در حوزههای کلیدی مانند مذاکرات با کارکنان، حقوق مالکیت فکری، تنظیم برنامههای سهام اختیاری و قوانین مالیاتی ایالتی و فدرال تجربه دارند.
اشتباهات حقوقی میتواند پرهزینه باشد. این سرمایهگذاری به شما اجازه میدهد بر جنبههای دیگر کسبوکار تمرکز کنید. بسیاری از کارآفرینان بر این باورند که نیازی به وکیل ندارند. مشاور حقوقی کارآمد شاید گران به نظر برسد، اما ناآگاهی میتواند کسبوکار شما را نابود کند.
قراردادهای محکم تنظیم کنید
هنگام نوشتن قرارداد، مطمئن شوید منافع شما حفظ میشود و گزینههایی برای خود باقی بگذارید. انعطافپذیر باشید، اما مطمئن شوید همه توافقها مکتوب بوده و توسط وکیل تجاریتان بررسی شده است.
سوابق شرکتی خوب نگه دارید
پیگیری هر جلسه و معامله برای حفاظت از شرکت ضروری است. ثبت ضعیف میتواند مشکلات جدی با سازمان مالیات (IRS) ایجاد کرده و مانع جذب سرمایه آینده شود. سوابق این موارد معمولاً نادیده گرفته میشوند اما حیاتیاند:
- صورتجلسات هیئت مدیره
- صورتجلسات سهامداران
- صدور سهام
- انتقال سهام
سیاستهای خوب برای کارکنان بنویسید
مستندسازی ضعیف و اجرای ناکافی سیاستهای کارکنان، زمینهساز دعاوی حقوقی است. اگرچه ایجاد رابطه خوب با کارکنان ضروری است، اما اجازه ندهید استانداردهایشان از استانداردهای شما پایینتر بیاید و شرکت شما را به خطر بیندازد. سیاستهای روشنی در زمینه استفاده از اینترنت، تبعیض، آزار جنسی، ایمنی کارکنان و مصرف مواد مخدر تعیین کرده و آنها را اجرا کنید. وکیل شما میتواند در مورد موضوعات خاصی که باید در دفترچه کارمندان گنجانده شود به شما مشاوره دهد.
اطمینان حاصل کنید که کارکنان شما درک کنند «کارکنان به میل کارفرما» هستند — یعنی میتوانید هر لحظه آنها را اخراج کنید بدون آنکه شرکت شما مسئول شناخته شود.
توافقنامههای مشارکت را تعریف کنید
شرکای تجاری باید انگیزه و اراده مشترکی برای موفقیت داشته باشند. در نوشتن مشخص کنید چه انتظاراتی از هر شریک وجود دارد. موارد زیر باید در توافقنامه مشارکت ذکر شود:
- میزان سرمایهای که هر شریک باید تأمین کند.
- برنامه اقدام در صورت نیاز به سرمایه بیشتر (پول از کجا میآید؟ آیا شرکا باید دوباره از جیب خود هزینه کنند؟).
- شرح دقیق مسئولیتها، حجم کار و تعهد زمانی هر شریک در عملیات کسبوکار.
- برنامه اقدام در صورت فوت یا خروج یک شریک از کسبوکار.
از خود محافظت کنید
ریسک داراییهای شخصی خود را در نظر بگیرید. در بسیاری از ایالتها، مشارکتهای عمومی، شرکا را در قبال بدهیهای معوق مشترکاً مسئول میدانند، به این معنی که تمام داراییهای شخصی شما در صورت بروز مشکل برای کسبوکار در معرض خطر است. شروع به کار بهعنوان یک شرکت یا نهاد با مسئولیت محدود میتواند به شما در اجتناب از مشکلات مسئولیتی کمک کند.
مالکیت فکری خود را ایمن کنید
مسائل مالکیت فکری در صنایع کمتکنولوژی به همان اندازه مهم هستند که در دنیای نرمافزار و رایانه اهمیت دارند.
کارکنان باید همیشه ملزم به امضای قراردادهای محرمانگی باشند. همه لوگوها و علائم تجاری شرکت باید ثبت شوند، اسناد حیاتی باید دارای کپیرایت باشند و در صورت امکان محصولات ثبت اختراع (Patent) شوند.
حفاظت از اسرار تجاری نیز اهمیت زیادی دارد. آینده کسبوکار شما به آن بستگی دارد. روی تمام اسناد اخطار کپیرایت قرار دهید و از سرمایهگذاران بالقوه بخواهید هنگام ملاقات با شما توافقنامه عدم افشا (NDA) امضا کنند.
اختلافات را عاقلانه حل کنید
در صورت بروز اختلاف حقوقی، دعوی قضایی را به عنوان آخرین راهحل در نظر بگیرید. ابتدا سعی کنید اختلافات را از طریق میانجیگری، داوری و مصالحه حل کنید. اگرچه مصالحه ممکن است مانند عقبنشینی به نظر برسد، اما اغلب از نظر هزینه و زمان مؤثرتر از دعوی قضایی است. چون زمان و پول اساس هر کسبوکار است، مهم است که لجبازی نکنید؛ ایستادن بر سر اصول میتواند به کسبوکار آسیب برساند.
بودجهبندی سرمایه (CAPITAL BUDGETING)
جمعآوری سرمایه بهصورت تصادفی و بدون برنامه هیچ راهی برای اداره یک کسبوکار نیست. پیش از جستوجوی سرمایه، مشخص کنید دقیقاً چه مقدار سرمایه در گردش و سرمایهگذاری نیاز دارید. فرایند شناسایی و اولویتبندی سرمایهگذاریهایی که ارزش کسبوکار شما را افزایش میدهند، بودجهبندی سرمایه نامیده میشود. این فرایند وابسته به محدودیتها و اولویتهاست.
محدودیتها (RESTRICTIONS)
انتخابها محدود هستند زیرا شما تنها میتوانید به اندازهای سرمایه جذب کنید که همچنان قادر به بازپرداخت بدهیها باشید و بازدهی لازم را به سرمایهگذاران ارائه دهید. دقیقاً مشخص کنید چه مقدار پول وارد و خارج میشود و آیا چیزی میتواند برای سرمایهگذاری کنار گذاشته شود یا خیر.
اولویتها (PRIORITIES)
رتبهبندی پروژهها بر اساس اینکه کدام بیشترین ارزش را به کسبوکار شما اضافه میکند، میتواند در ارزیابی محل هزینه سرمایه مفید باشد. پروژههایی که بیشترین ارزش را ایجاد میکنند، پول سرمایهگذاری بیشتری دریافت میکنند.
حفظ جریان نقدی پایدار و سرمایهگذاری در توسعه برای افزودن فروش به آن جریان نقدی، قلب بودجهبندی سرمایه است. به جای تسویه سریع بدهی، بدهی بهتدریج پرداخت میشود تا منابع مالی برای پروژههای توسعه در دسترس باقی بماند.
پرداخت بدهی در طول زمان هزینه بیشتری خواهد داشت، اما این هزینه تنها در قالب خود بدهی است. اگر کسبوکار از جریان نقدی خود برای توسعه استفاده کند و فروش افزایش یابد، میزان سرمایهای که از این طریق ایجاد میشود ممکن است از این واقعیت بیشتر باشد که بازپرداخت بدهی نیازمند پرداختهای ماهانه بهره است.
سه روش اصلی رتبهبندی پروژهها و ارزش آنها برای شرکت:
- روش بازپرداخت (Payback Method):
روشی ساده که جریانهای نقدی خروجی احتمالی آینده را نادیده میگیرد و از تحلیل جریان نقدی تنزیلشده (DCF) استفاده نمیکند. این روش پروژهها را بر اساس سرعتی که میتوانند هزینههای خود را بازپرداخت کنند، ارزیابی میکند. - روش نرخ بازده داخلی (IRR Method):
در این روش پروژهها بر اساس نرخ بازده سرمایهگذار (IRR) رتبهبندی میشوند. این روش ساختارهای جریان نقدی را با اندازهگیری نرخ مانع (Hurdle Rate) یا هزینه فرصت سرمایهگذاری در نظر میگیرد که به صورت نرخ بهره یا نرخ بازده مناسب ظاهر میشود. - روش ارزش فعلی خالص (Net Present Value Method – NPV):
ارزش فعلی خالص با استفاده از تحلیل جریان نقدی تنزیلشده (DCF)، پروژهها را بر اساس ارزش فعلی آنها برای شرکت از دیدگاه فرصت رتبهبندی میکند.
روشهای IRR و NPV بسیار بیشتر از روش بازپرداخت مورد استفاده قرار میگیرند، زیرا اکثر کسبوکارها بهصورت جریان نقدی فکر میکنند. بدون جریان نقدی کافی، صاحب کسبوکار میداند که شرکت در برابر انواع موقعیتهای ناخوشایند آسیبپذیر است، از جمله ناتوانی در پرداخت به تأمینکنندگان یا عقب ماندن از رقبا به دلیل نبود توسعه.
