فناوری پخت‌وپز در شبیه‌سازی (Cooking In Silico)  THE TECHNOLOGY OF

فناوری پخت‌وپز در شبیه‌سازی (Cooking In Silico)  THE TECHNOLOGY OF

از آنجا که ریاضیات جریان گرما به‌خوبی شناخته شده است، برنامه‌های کامپیوتری مانند Mathematica و COMSOL می‌توانند آن را با دقت فوق‌العاده‌ای شبیه‌سازی کنند—تا حد کسری از ثانیه یا کسری از درجه. با این حال، غذا چالش‌های ویژه‌ای برای مدل‌سازی جریان گرما ایجاد می‌کند، زیرا معمولاً از مواد یکنواخت ساخته نشده است، بلکه ترکیبی درهم‌ریخته از چربی‌ها، قندها و پروتئین‌هاست که به شکل جامدات، مایعات و حباب‌های گاز در هم آمیخته‌اند. علاوه بر این، جرم، ترکیب و ویژگی‌های حرارتی این مخلوط همزمان با پیشرفت پخت تغییر می‌کند.

با این وجود، مدل‌های ساده—مانند شبیه‌سازی‌ای که ما در Mathematica ایجاد کردیم و خطوط دمایی درون یک قرص نان ایده‌آل در نیمه پخت را برآورد می‌کرد (سمت راست)—می‌توانند نتایجی ارائه دهند که به اندازه کافی دقیق و مفید باشند. با افزودن نرم‌افزارهای سفارشی به برنامه‌های آماده، ما توانستیم آزمایش‌های پخت مجازی را در شبیه‌سازی انجام دهیم که در عمل فیزیکی دشوار یا بسیار زمان‌بر بودند. نتایج به‌شدت آموزنده‌اند—اگرچه خوراکی نیستند.

وقتی ذرات داغ حرکت می‌کنند

جابه‌جایی (Convection) دومین شیوه متداول انتقال حرارت در کل پخت‌وپز است، اما در نانوایی نقشی برجسته دارد. در مایعات و گازهایی مانند هوا، مولکول‌ها مانند جامدات در جای خود قفل نشده‌اند—بلکه حرکت می‌کنند. بنابراین مولکول‌های داغ در سیالات مجبور نیستند برای انتقال انرژی با مولکول‌های سردتر مجاور برخورد کنند؛ آن‌ها می‌توانند به‌سادگی موقعیت خود را تغییر دهند و انرژی خود را با خود حمل کنند.

شما جابه‌جایی را هر بار تجربه می‌کنید که درِ فر را باز می‌کنید و موجی از هوای گرم را بر صورت خود حس می‌کنید. مولکول‌های هوا که توسط مشعل یا المنت عمیق درون فر گرم شده‌اند، در محفظه فر پرسه می‌زنند و از هر شکافی می‌گریزند و جای خود را به هوای خنک‌تر مکیده‌شده از اتاق می‌دهند.

حتی اگر فقط منبع حرارت زیرین فعال باشد، هوای اطراف مشعل یا المنت بالا می‌رود. تقریباً تمام مواد هنگام گرم شدن منبسط می‌شوند و در نتیجه اندکی کم‌چگال‌تر می‌شوند. این اثر در بیشتر جامدات ناچیز است، اما در مایعات محسوس‌تر و در هوا و دیگر گازها بسیار چشمگیر است.

فیزیک: چرا نان زمان زیادی برای پخت می‌برد؟

خمیر لازم نیست به اندازه دمای فر داغ شود تا به نان تبدیل شود—مرکز یک قرص ضخیم معمولاً بین 95 تا 100 °C (203–212 °F) است وقتی که کاملاً پخته از فر بیرون می‌آید. پس چرا باید در فر 230 °C (450 °F) به مدت 30 دقیقه یا بیشتر بماند تا به چنین دمای متواضعی برسد؟

یکی از دلایل به آب موجود در خمیر مربوط می‌شود که هنگام تبخیر انرژی جذب می‌کند و نان را در پتویی از بخار می‌پیچد که تا حدی از گرما محافظت می‌کند. اما دلیل اصلی این است که نان رسانای حرارتی بسیار بدی است. یا به عبارتی، نان عایق حرارتی فوق‌العاده‌ای است. اگر کپک نمی‌زد، احتمالاً دیوارهای خانه‌هایمان را با آن پر می‌کردیم یا کولرهای یخچالی‌مان را با آن پر می‌ساختیم.

فیزیکدانان راهی برای کمی‌سازی سرعت حرکت گرما در یک ماده دارند: آن را رسانایی حرارتی (Thermal Conductivity) می‌نامند. بیشتر فلزات—به‌ویژه مس و آلومینیوم—رسانایی بالایی دارند. اگر لبه جلویی یک قالب نان آلومینیومی 30 سانتی‌متری را روی شعله بگیرید، خیلی طول نمی‌کشد تا لبه دیگر آن هم داغ شود.

اما اگر یک باگت 30 سانتی‌متری را روی همان شعله بگیرید؟ ممکن است سه ساعت منتظر بمانید تا انگشتانتان شروع به گرم شدن کنند (البته اگر دود را تحمل کنید). پوسته نان رسانایی‌ای معادل 2.6 ده‌هزارم آلومینیوم دارد. مغز نان نیز اگرچه رساناتر از پوسته است، اما همچنان حدود 320 برابر ضعیف‌تر از یک قالب فلزی در انتقال گرماست. همین امر برای خمیر نیز صدق می‌کند.

نان عایق خوبی است چون مقدار زیادی هوا در خود دارد. نان بیشتر از آنکه یک ماده جامد باشد، نوعی کف یا فوم است: مجموعه‌ای از حباب‌هایی که هوا و بخار آب را محصور می‌کنند. هرچه مغز نان پرهوا‌تر باشد، مسیر گرما پیچ‌وتاب بیشتری پیدا می‌کند. همچنین پوسته خشک و قهوه‌ای‌شده رسانایی بسیار پایینی دارد و مثل فویل آلومینیومی روی بوقلمون عمل می‌کند: مانعی برای نفوذ سریع گرما.

فیزیک: بزرگ‌ترین قرص نان

رکورد جهانی گینس برای بزرگ‌ترین قرص نان در سال 2008 توسط یک نانوایی برزیلی ثبت شد: قرصی بسیار دراز با وزن 1,571 کیلوگرم (3,463 پوند). در سال 2011 نیز نانی گرد در مالت پخته شد که حدود 1,800 کیلوگرم (4,000 پوند) وزن و 2.7 متر (9 فوت) قطر داشت. با این حال، هر دوی این نان‌ها بیشتر شبیه نان‌های تخت بودند تا قرص‌های معمولی—نان مالت فقط 43 سانتی‌متر ضخامت داشت. دلیلش روشن است: گرما به‌آرامی از نان عبور می‌کند و اگر قرص بیش از حد ضخیم باشد، مرکز آن بسیار دیر گرم می‌شود؛ آن‌قدر دیر که پوسته می‌سوزد، مگر اینکه دمای فر زیر 160 °C (320 °F) نگه داشته شود.

ما در آشپزخانه تحقیقاتی خود آزمایش‌هایی انجام دادیم: بزرگ‌ترین قالبی را که در فر جا می‌شد ساختیم (30×30×43 سانتی‌متر). آن را با خمیر غنی‌شده پر کردیم و پختیم. اولین نان‌ها پس از 3 ساعت هنوز نپخته بودند و حفره‌های بزرگی در مرکزشان ایجاد شد.

با اصلاح دستور، سرانجام موفق شدیم نانی 14 کیلوگرمی با ارتفاع 41 سانتی‌متر بپزیم. برای این کار:

  • از آرد با گلوتن بالا استفاده کردیم.
  • خمیر را تا توسعه کامل گلوتن ورز دادیم.
  • ابتدا در دمای 220 °C با جابه‌جایی اجباری (فن‌دار) پختیم.
  • سپس دما را به 160 °C کاهش دادیم تا پوسته نسوزد.
  • زمانی که دمای مرکز به 91 °C رسید، دما را به 150 °C کاهش داده و نیم ساعت دیگر نگه داشتیم تا پوسته ضخیم شود و وزن زیاد نان را تحمل کند.

اهمیت روش حرارت‌دهی

روش‌های مختلف پخت، گرما را با سرعت‌های متفاوتی به غذا منتقل می‌کنند. این سرعت با ضریب انتقال حرارت اندازه‌گیری می‌شود.

  • جابه‌جایی طبیعی در هوا: 20 W/m²·°C
  • بریان کردن (Broiling): حدود 20
  • جابه‌جایی اجباری: 20–200
  • سوتِه‌کردن: 80–140
  • حمام آب: 100–200
  • بخار متراکم: 200–20,000
  • سرخ‌کردن در روغن: 300–600

به همین دلیل است که می‌توان دست را لحظه‌ای در فر 260 °C فرو برد، اما بالای ظرف آب جوش حتی یک ثانیه هم نمی‌توان دوام آورد.

جابه‌جایی طبیعی و اجباری

در مایعات و گازها، جابه‌جایی طبیعی همیشه جریان‌های گردابی ایجاد می‌کند. این همان نیرویی است که جو، اقیانوس‌ها و حتی صفحات زمین‌شناسی را به حرکت درمی‌آورد. در آشپزخانه، همین جریان باعث غلیان آب، وزش بخار و حرکت روغن در سرخ‌کن می‌شود.

  • جابه‌جایی طبیعی: توسط گرما هدایت می‌شود.
  • جابه‌جایی اجباری (فن یا هم‌زدن): لایه مرزی (Boundary Layer) اطراف غذا را می‌شکند و پخت را سریع‌تر می‌کند.

به همین دلیل فن در فرهای فن‌دار (Convection ovens) می‌تواند زمان پخت را تا 35٪ کاهش دهد.

تابش گرمایی (Heat Rays)

علاوه بر رسانش و جابه‌جایی، گرما می‌تواند به صورت تابش منتقل شود—همان نور مادون قرمز و مایکروویو.

  • ذغال، شعله و المنت قرمز در فر همه انرژی تابشی ساطع می‌کنند.
  • مولکول‌های غذا این نور را جذب کرده و آن را به انرژی جنبشی (گرما) تبدیل می‌کنند.

نکته: غذاهای تیره انرژی بیشتری جذب می‌کنند. درست مثل اینکه پیراهن سیاه زیر آفتاب داغ‌تر می‌شود.

فیزیک: چرا فرهای سیاه بهترند

فرهایی با دیواره‌های سیاه گرما را سریع‌تر منتقل می‌کنند، چون سطح تیره انرژی بیشتری ساطع و جذب می‌کند.

  • در آغاز پخت، خمیر سفید بیشتر انرژی تابشی را بازتاب می‌دهد، پس جابه‌جایی نقش اصلی دارد.
  • وقتی پوسته قهوه‌ای شد، تابش نقش اصلی را پیدا می‌کند.

اگر فر شما براق و فلزی است، قرار دادن صفحات چدن در بالا و پایین می‌تواند بازده پخت را بالا ببرد.

جسم سیاه و قوانین فیزیک

فیزیک‌دانان از مفهوم «جسم سیاه» (Blackbody) استفاده می‌کنند: جسمی که همه نور تابیده را جذب می‌کند.

  • قانون استفان–بولتزمان: انرژی تابشی با توان چهارم دما متناسب است. یعنی اگر دما دو برابر شود، تابش 16 برابر می‌شود!
  • قانون جابجایی وین: طول موج بیشینه تابش با دما جابه‌جا می‌شود. به همین دلیل المنت توستر از قرمز به نارنجی و سپس سفید تغییر رنگ می‌دهد.

این همان چیزی است که باعث می‌شود فرهای هیزمی سنتی برای پیتزا و نان متفاوت عمل کنند: در آن‌ها تابش بر جابه‌جایی غلبه دارد.

فیزیک: چرا روی نان فوت می‌کنیم؟

با اینکه نفس گرم‌تر از هوای اتاق است، فوت کردن روی غذا آن را خنک می‌کند. دلیل اصلی این است که فوت کردن لایه بخار اشباع اطراف غذا را می‌شکند و تبخیر را سریع‌تر می‌کند. تبخیر مهم‌ترین مکانیزم خنک‌سازی است، نه انتقال ساده حرارت به هوا.

توستر و پدیده برشته شدن

  • قبل از اختراع توستر برقی (اواخر قرن 19)، برشته‌کردن نان بیشتر با جابه‌جایی انجام می‌شد.
  • امروزه توسترها بیشتر با تابش فروسرخ کار می‌کنند.
  • مشکل این است که فرآیند بازخورد مثبت دارد: هرچه نان تیره‌تر شود، گرمای بیشتری جذب می‌کند و سریع‌تر می‌سوزد.
  • کنترل دقیق برشته‌شدن دشوار است چون رطوبت، ضخامت و رنگ هر نان متفاوت است.

گرمای المنت‌های نیکروم توستر می‌تواند به بالای 1,000 °C برسد. اینجاست که تابش حرارتی تقریباً تمام کار را انجام می‌دهد.

وقتی رنگ نشان‌دهندهٔ دماست—و وقتی نیست

When Color Indicates Temperature—and When It Doesn’t

همهٔ اجسام هنگام گرم شدن از دماهای بسیار پایین تا بسیار بالا تغییر رنگ می‌دهند. این همان چیزی است که اصطلاح «دمای رنگ» بیان می‌کند؛ اصطلاحی که در عکاسی، در رتبه‌بندی لامپ‌های فلورسنت (نگاه کنید به تصویر زیر) و در تنظیم نمایشگرهای رایانه به کار می‌رود.

اما دما تنها یکی از ویژگی‌هایی است که می‌تواند طیف نوری را که یک جسم ساطع می‌کند تعیین کند. برخی رنگ‌ها فقط به طور تصادفی با دما مرتبط هستند. شعلهٔ آبی یک اجاق گاز نمونه‌ای از این موضوع است؛ هالهٔ زرد-نارنجی یک چراغ خیابانی سدیمی نمونه‌ای دیگر.

این رنگ‌ها به‌وسیلهٔ طیف‌های گسیلی تعیین می‌شوند که در طول سوختن عناصر ایجاد می‌شوند. طیف‌های گسیلی انفجارهایی از نور رنگی‌اند که از اتم‌های داغ ساطع می‌شوند، وقتی الکترون‌هایشان از حالت پرانرژی به حالت پایهٔ کم‌انرژی سقوط می‌کنند. هر عنصر در جدول تناوبی یک طیف گسیلی مشخص دارد که دانشمندان از طریق آزمایش‌های دقیق آن را ثبت کرده‌اند.

با این حال برخی تفاوت‌ها با چشم غیرمسلح آشکار است. شما به راحتی می‌توانید درخشش زرد-نارنجی چراغ سدیمی را از چراغ بخار جیوه‌ای آبی-سبز تمایز دهید. هیچ‌یک از آن‌ها به‌طور قابل‌توجهی داغ‌تر از دیگری نیست؛ رنگ‌های متفاوتشان فقط نشان‌دهندهٔ حضور عناصر متفاوت‌اند. به همین ترتیب، شعلهٔ آبی روی اجاق نشانگر سوختن هیدروکربن‌های موجود در گاز طبیعی یا پروپان است.


پخت‌وپز شامل هر چهار عنصر باستانی—زمین، هوا، آب، و آتش—می‌شود، اما آتش بیشترین اثر دگرگون‌کننده را در آشپزخانه دارد. البته آتش یک چیز واحد نیست، و این عکس تفاوت آشکار رنگ شعله‌هایی را نشان می‌دهد که وقتی مواد مختلف روی شعله پاشیده می‌شوند پدید می‌آیند. نمک معمولی (کلرید سدیم) شعله‌های سمت چپ و وسط را ایجاد کرد؛ سولفات مس شعلهٔ سمت راست را پدید آورد.

بیشتر مردم این ویژگی انتقال حرارت تابشی را به‌طور شهودی درک می‌کنند، اما تمایل دارند اهمیت آن را در آشپزخانه بیش از اندازه برآورد کنند. عناصر حرارتی استفاده‌شده در فرها و گریل‌ها مانند لامپ‌های کوچک منبع نقطه‌ای نیستند؛ بلکه میله‌های خطی (در المنت فر) یا صفحات تخت (مانند بستر زغال‌ها) هستند که روی سطحی نسبتاً وسیع گسترش یافته‌اند. برای جزئیات بیشتر دربارهٔ انتقال حرارت تابشی از این منابع پیچیده‌تر  .

ورود به فاز جدید

رسانش، همرفت، و تابش شیوه‌های کلاسیک انتقال گرما هستند که در کتاب‌های درسی توصیف می‌شوند. اما شیوهٔ دیگری هم وجود دارد که کمتر مورد توجه است و نقش مهمی در پخت ایفا می‌کند: انرژی گرمایی مرتبط با ذوب یا انجماد، تبخیر یا میعان. این گذارهای ماده میان حالت‌های اصلی‌اش—جامد، مایع، و گاز—«تغییر فاز» نامیده می‌شوند. هر زمان چنین تغییری رخ دهد، ماده مقدار قابل‌توجهی انرژی گرمایی آزاد یا جذب می‌کند که می‌تواند برای گرم یا سرد کردن غذا به‌کار رود.

در آشپزخانه، بخارپز کردن رایج‌ترین نمونهٔ انتقال حرارت از طریق تغییر فاز است. آب هنگام جوشیدن و تبدیل به بخار مقدار عظیمی انرژی گرمایی مصرف می‌کند. می‌توان تصور کرد که بخار این انرژی را به صورت گرمای پنهان با خود حمل می‌کند. در واقع، فیزیک‌دان‌ها به این انرژی «گرمای نهان تبخیر» می‌گویند.

نان‌های بخارپز چینی تنها به دلیل احاطه شدن توسط بخار داغ پخته نمی‌شوند؛ بلکه عمدتاً گرمای نهانی که هنگام میعان بخار روی سطح خنک‌تر نان آزاد می‌شود مسئول پخت آن‌هاست.

در موقعیت‌های دیگر، مانند بیشتر پخت‌های فر، بخاری که از خمیر تبخیر می‌شود غذا را خنک و عایق می‌کند و در نتیجه روند پخت را کند می‌سازد. به همین دلیل دمیدن روی غذای داغ واقعاً باعث خنک شدن آن می‌شود . رویکرد دیگر، «خنک‌سازی با خلأ»، فشار هوا را پایین می‌آورد تا تبخیر تسریع شود. برخی نانوایی‌ها از محفظه‌های خلأ برای سرد کردن نان تا دمای اتاق تنها در سه دقیقه استفاده می‌کنند. این تغییر فاز آن‌قدر گرما مصرف می‌کند که حتی می‌توان برخی غذاها را با این روش منجمد کرد .

مه سردی که از نیتروژن مایع یا یخ خشک برمی‌خیزد نیز نشانهٔ تغییری است که در آن انرژی عظیمی برای گذار از مایع به بخار مصرف می‌شود. هر غذایی که با این مه تماس پیدا کند، گرمایش به سرعت از آن گرفته می‌شود.

فصل بعد تغییر فازها را با جزئیات بیشتری بررسی خواهد کرد. نکتهٔ ما این است که مقدار عظیم انرژی دخیل در تغییر حالت ماده ابزاری قدرتمند برای گرم یا سرد کردن سریع غذاها فراهم می‌آورد؛ اثری شگفت‌انگیز بر تکنیک‌های آشپزی، چه برای بهتر و چه برای بدتر. برای مدیریت این اثرات، لازم است همه‌فن‌حریف‌ترین و فراوان‌ترین جزء غذاها را بشناسیم—و تنها ماده‌ای که می‌توان آن را در سه حالت جامد، مایع و گاز در هر آشپزخانه‌ای یافت: آب.

یک فر بخارپز نان را به سرعت می‌پزد، با بهره‌گیری از گرمای نهان فراوانی که هنگام تبدیل بخار آب به قطرات شبنم روی سطح خنک‌تر قرص‌های نان آزاد می‌شود.

دسته بندی ها: نان مدرنیست 1