آشپزی دوره رنسانس: قرن شانزدهم (Renaissance Cooking: The Sixteenth Century)
اطلاعات اندکی درباره آشپزی در قرن شانزدهم نوشته شده است. در فرانسه، یک کتاب مهم منتشر شد که ترجمهای از De Honeste Voluptate اثر بارتولومئو پلاتینا بود. در حالی که بیشتر کتابهای دیگر بر پایه آثار قدیمیتر و با ماهیتی قرون وسطایی نوشته شده بودند، پلاتینا درک عمیقتری از آشپزی و اولویتهای رنسانس در ایتالیا و فرانسه ارائه میدهد.
در دوره رنسانس و چندین قرن پس از آن، روشهای آشپزی ارتباط نزدیکی با سلامت و پزشکی داشتند. بسیاری از نوشتههای پلاتینا تحت تأثیر پزشکی قرون وسطایی بودند، که خود آن نیز بر پایه پزشکی یونان باستان شکل گرفته بود. این نظام شامل تئوری اخلاط چهارگانه بود و بر نقش تغذیه در تعادل تیپهای شخصیتی تأکید داشت: دموی (sanguine)، بلغمی (phlegmatic)، صفراوی (choleric)، و سوداوی (melancholic).
مادهای که در دستورهای آشپزی قرن شانزدهم بیش از پیش ظاهر شد، شکر بود. اگرچه هنوز گرانقیمت بود، اما روشهای تصفیه باعث شدند که دسترسی به آن آسانتر از قرون وسطی شود. همراه با علاقه گسترده به باغداری و کشت محصولات، این امر به ایجاد روشهای جدیدی برای نگهداری میوهها منجر شد، از جمله ژلهها و مرباهایی که امروزه میشناسیم. پیش از این، میوهها معمولاً از طریق خشک کردن یا نگهداری در سرکه و عسل حفظ میشدند.

