Beau Jo’s
۳۰۰+ کارمند
دنور، کلرادو
صاحب رستوران از سال ۱۹۷۳
www.beaujos.com
چیپ بایر بیش از ۳۷ سال است که در این صنعت فعال است. او در سال ۱۹۷۳ یک پیتزافروشی کوچک در شهر معدنی آیداهو اسپرینگز خرید، جایی که درآمد روزانه ۳۰ دلار «یک روز خوب» محسوب میشد. او روی زمین رستوران میخوابید، کاغذهای ضایعات چاپخانه پشت رستوران را جمع میکرد و میفروخت تا پول بنزینش را دربیاورد و بتواند برای خرید مواد اولیه به شهر برود. همه این سختیها نتیجه داد و Beau Jo’s امروز در میان علاقهمندان طبیعت و کوهنوردان کلرادو یک نام افسانهای است.
شروع کار
- در ۱۹۷۳ رستوران را از بو و ژوان خرید (که نام رستوران هم از آنها آمده بود).
- رستوران فقط ۱۵ تا ۱۸ صندلی داشت و تجهیزاتش شامل یخچالهای خانگی، یک فر کوچک پیتزا و یک میکسر ساده بود.
- اولین کارش این بود که مواد خشک و کنسروی مثل پیاز و فلفل دلمهای خشک را حذف کرد و همهچیز را تازه و از صفر درست کرد.
- به منو خمیر سبوسدار اضافه کرد و حتی شکر را از دستور پخت حذف و با عسل جایگزین کرد.
چرا پیتزا؟
- از بچگی عاشق شنیدن حرفهای دوستان پدرش درباره تجارت بود.
- فرصت خرید رستوران با ۶۵۰۰ دلار برایش فراهم شد (قیمت اصلی ۸۰۰۰ دلار بود، ولی با پرداخت به موقع اقساط تخفیف گرفت).
- اوایل روی زمین رستوران میخوابید تا اینکه بعدها توانست کلبهای اجاره کند؛ اجارهاش را هم با پیتزا پرداخت میکرد!
مسیر رشد
- خیلی زود فهمید که باید هر روز باز باشد و ساعتهای کاریاش ثابت باشد، چون مشتری اگر یک بار بیاید و بسته باشد، دیگر برنمیگردد.
- با وجود تورم و بهره ۲۰ درصدی دهه ۷۰، اصلش این بود که پیتزاها را طوری درست کند که انگار برای دوستانش میفرستد: پرملات و با بهترین مواد.
- بعد از ۹ ماه، تقاضا زیاد شد و به ساختمانی بزرگتر در خیابان اصلی نقل مکان کرد. همان شعبه الان بیش از ۶۰۰ صندلی دارد و طی سالها حدود ۲۵ بار بازسازی و توسعه داده شده است.
اولین گسترش
- در ۱۹۷۵ دو شعبه جدید زد: یکی در دنور و دیگری در Crested Butte.
- این تصمیم عجولانه بود: مسافت طولانی، نبود سیستم مدیریتی، شریک نامناسب و کمبود برف در پیست اسکی باعث شکست شعبه کرستد بیوت شد.
- تجربه تلخی بود و به او آموخت: شریک را درست انتخاب کن، سریع گسترش نده.
صرفهجویی و بقا
- برای صرفهجویی، کاغذهای چاپخانه کناری را جمعآوری و بازیافت میکرد تا پول بنزین داشته باشد.
- حسابداری دقیق، داشتن هیئتمدیره و مشاوران باتجربه (مثل مدیران سابق رستورانها) به او کمک کرد.
- باور داشت که رستوران یک کسبوکار «پنیبهپنی» است و باید همیشه هزینهها را زیر نظر داشت.
درسهای مدیریتی
- همیشه باید پیشرفت کرد؛ اگر جلو نروی، عقب میمانی.
- مدتی کیفیت غذا به خاطر تمرکز بیش از حد روی سود کاهش یافت، اما دوباره کنترل را دست گرفت و کیفیت را به اصل اول تبدیل کرد.
- بزرگترین سرمایه یک رستوران، آدمها هستند: کارکنانی که سالها میمانند و وفادار میشوند.
توجه به کارکنان
- مرخصی با حقوق حتی برای ظرفشورها.
- بیمه سلامت برای مدیران، اسکیپس سالانه برای کارکنان.
- مدیران فقط ۴۰ تا ۴۵ ساعت در هفته کار میکنند (نه ۸۰ ساعت مثل زنجیرهها).
- پرداخت هفتگی حقوق و محیط کاری خانوادگی و مثبت باعث حفظ کارکنان شده است.
آینده و برنامههای فرنچایز
- سالهاست درخواستهای زیادی برای فرنچایز دریافت کردهاند.
- حالا در حال آمادهسازی سیستم آموزشی و مدیریتی برای فرنچایز هستند.
- هدف: ۱۰۰ شعبه در ۱۰ سال آینده (اما بدون عجله برای رشد بیش از حد).
نکات کلیدی چیپ بایر
- آماده باشی که حتی روی زمین بخوابی.
- مشتریها اول با چشم غذا میخورند.
- همیشه «لاغر و چابک» مدیریت کن.
- مشتریها را مثل دوستانت غذا بده.
- برای ضعفهایت شریک یا همکار پیدا کن.
- سود مهم است، اما نباید باعث از دست دادن هویت و کیفیت شود.
دسته بندی ها: رازهای رستوران داران

