فصل دهم – ایجاد فرهنگی از همکاری
فصل دهم – ایجاد فرهنگی از همکاری روز بعد از جلسهی استراتژیک، فضای رستوران پر از وعده و شور بود—و […]
فصل دهم – ایجاد فرهنگی از همکاری روز بعد از جلسهی استراتژیک، فضای رستوران پر از وعده و شور بود—و […]
فصل یازدهم – حرکت به سوی برتری «ویل! مطمئنم همین الان فرانک برونی رو نشوندم سر میز.» اواخر ۲۰۰۶ بود […]
فصل دوازدهم – روابط سادهاند. ساده سخت است. من عاشق هر بهانهای برای پوشیدن تاکسیدو هستم. پس برایم هیجانانگیز بود […]
فصل سیزدهم – بهرهبرداری از تأیید انجمن Relais & Châteaux که در سال ۱۹۵۴ تأسیس شد، مجموعهای است از بهترین […]
فصل چهاردهم – بازگرداندن تعادل جاهطلبی چیز شگفتانگیزی است؛ مثل یک رآکتور هستهای که انرژی بیپایان تولید میکند. پذیرفته شدن […]
فصل پانزدهم – بهترین دفاع، حمله است راهنمای میشلن در آغاز قرن بیستم توسط برادران فروشندهی لاستیک بهعنوان یک حقهی […]
فصل شانزدهم – به دست آوردن صمیمیت (Earning Informality) نقد چهارستاره همهچیز را تغییر داد. سالن رستوران هر شب پر […]
فصل هفدهم – یاد گرفتنِ غیرمنطقی بودن (Learning to Be Unreasonable) هنوز هم میتوانم موج شرمندگی و ناامیدی را به […]
فصل هجدهم – مهماننوازی بداهه (Improvisational Hospitality) یک بعدازظهر، داشتم بشقابهای پیشغذا را از روی میز چهارنفرهای برمیداشتم که قرار […]
فصل نوزدهم – گسترش یک فرهنگ (Scaling a Culture) در گذشته، بهترین رستورانهای دنیا داخل هتلها بودند. «سزار ریتز» در […]