سه بخش بزرگ بعدی THE NEXT THREE BIG SECTIONS
سه بخش بعدی طرح شما — بازاریابی، دادههای مالی و مطالعه امکانسنجی — جزئیترین و پیچیدهترین بخشها هستند. بخش بازاریابی، یک طرح در دل یک طرح است. برنامههای بازاریابی میتوانند جداگانه و برای اهداف داخلی ایجاد شوند، به جای اینکه بخشی از یک طرح کامل تجاری باشند. اطلاعاتی که در بخش مالی ارائه میدهید توانایی شما برای پرداخت نیازهای کسبوکارتان و کسب سود را نشان میدهد. مطالعه امکانسنجی گزارش شما درباره توانایی تحقق اهداف اقتصادی رستوران است. من این موضوع را بعداً در همین فصل توضیح خواهم داد.
رسیدن به نتیجهگیری
نتیجهگیری شما فقط پایان نوشتاری طرح تجاری نیست. این بخش مرور نکاتی است که نشان میدهند طرح شما عملی و سودآور است. نتیجهگیری همچنین فرصتی است تا درخواست خود را مطرح کنید و توضیح دهید چرا.
«من به دنبال ۵۰,۰۰۰ دلار وام اضافی برای تکمیل بازسازی ساختمان تاریخی آدامز هستم. این مبلغ معادل ۱۵ درصد از کل بودجه مورد نیاز برای این پروژه بوده و شش میز اضافی برای پروونسال فراهم خواهد کرد.»
مدارک پشتیبان
این بخش شامل انواع اسناد مالی شخصی، اسناد قانونی و سایر مدارکی است که از اظهارات شما در طرح پشتیبانی میکند. نمونهها در زیر آمده است. ممکن است مدارک دیگری هم داشته باشید که احساس کنید اطلاعات بیشتری در اختیار وامدهنده یا سرمایهگذار قرار میدهد.
- اظهارنامههای مالیاتی شخصی مالکان (اصلیها) در سه سال گذشته.
- اظهارنامههای مالیاتی کسبوکار در سه سال گذشته (اگر از قبل فعال هستید).
- صورتهای مالی شخصی هر مالک با جزئیات داراییها و بدهیها.
- نسخهای از قراردادهای فرانشیز و اسناد ارائهشده توسط اعطاکننده فرانشیز (در صورت وجود).
- نسخهای از قرارداد اجاره یا خرید پیشنهادی برای فضای ساختمان و/یا زمین.
- نسخهای از مجوزها و سایر اسناد قانونی.
- کپی رزومه تمام مالکان.
- کپی رزومه کارکنان کلیدی.
- کپی نامههای قصد همکاری از تأمینکنندگان و غیره.
نکته: هرگز اصل مدارک را ضمیمه نکنید، مگر اینکه بهراحتی قابل تکثیر باشند.
نوشتن تحلیل امکانسنجی
امکانسنجی یعنی اینکه آیا چیزی قابل اجرا یا دستیابی هست یا خیر. مطالعه امکانسنجی نیازهای فیزیکی، عاطفی، مالی و بازاری کسبوکار شما را پوشش داده و به سؤال بزرگ پاسخ میدهد: آیا باید یک کسبوکار خدمات غذایی را آغاز (یا گسترش) دهم؟ بسیاری از جنبههای مطالعه و تحلیل امکانسنجی با طرح تجاری شما همپوشانی دارد؛ با این حال، کارکردهای متفاوتی دارند. مطالعه امکانسنجی تأیید شماست که ایدهتان بهاندازه کافی ارزش دارد که برای آن طرح تجاری ایجاد کنید — با تأکید بر «برنامهریزی». تحلیل امکانسنجی را بهعنوان کاوش ایدههایتان در نظر بگیرید و طرح تجاری را بهعنوان برنامهای برای اقدام.
مطالعه رستوران شما ابزاری حیاتی برای تصمیمگیری است — برای خودتان، شرکا و وامدهندهتان. این تحلیل میتواند ناجی مالی شما باشد و به شما امکان دهد پیش از آنکه آینده مالیتان را سرمایهگذاری کنید، دیدگاه خود را بازبینی کرده و پتانسیل موفقیت آن را بهبود بخشید.
پس از خواندن این فصل، ممکن است تصمیم بگیرید نخستین گام شما باید انجام یک مطالعه امکانسنجی باشد، زیرا بسیاری از اطلاعات گردآوریشده در این تحلیل میتواند برای نوشتن طرح تجاری رسمی نیز بهکار رود.
با مرور طرح خود، نگاه کردن به اعداد پیشبینیشده و بررسی عزم شخصیتان شروع کنید. پیش از آنکه چیزی روی کاغذ بیاورید، باید مشخص کنید آیا ایده رستوران شما از نظر مالی، فیزیکی و عاطفی در دنیای واقعی قابل اجراست یا خیر. صادق بودن با خود اهمیت دارد؛ جهت دادن نتایج به سمت سودآوری یعنی با واقعیتهای کسبوکار روبهرو نشدهاید — همه ایدهها پولساز نیستند و همه افراد نیز برای کارآفرینی ساخته نشدهاند.
- آیا میتواند سودآور باشد؟
- آیا مردم خواهند آمد؟
- آیا من تمایل دارم موفق شوم؟
- آیا حاضر به کار سخت برای دستمزد کم هستم؟
- آیا منابع مالی کافی برای پشتیبانی از خانواده و کسبوکارم تا زمان سودآوری دارم؟
اگر پاسخ این سؤالات «بله» است، آمادهاید که تحلیل امکانسنجی مکتوب خود را ایجاد کنید.
آمادهسازی تحلیل
تحلیل شما باید بر پایه تحقیق کامل و فرضیات مبتنی بر واقعیت باشد. هنگام تحقیق در دستههای زیر، به سؤالاتی فکر کنید که مردم پیش از تصمیمگیری برای وام دادن، سرمایهگذاری در ایدههایتان، شراکت یا پذیرفتن شغل خواهند پرسید.
تحلیل امکانسنجی شما باید تصویری روشن از موارد زیر به شما بدهد:
- نیازها — الزاماتی که پایهگذار مفهوم و موفقیت شما هستند.
- خواستهها — عناصری مطلوب که زندگی را آسانتر، سود را بیشتر یا هزینهها را کمتر میکنند.
- آرزوها — ویژگیهایی که دوست دارید داشته باشید اما برای آغاز یا رشد کوتاهمدت ضروری نیستند.
تحلیل شما شامل این موارد خواهد بود:
- مفهوم — موضوع، سبک خدمات، منو، نیاز مشتری و رقابت.
- مکان — سهولت دسترسی، دیدپذیری و نزدیکی به مشتریان هدف.
- اجرا — چگونه آن را عملی خواهید کرد.
- نیازهای مالی — شروع یا رشد یک رستوران سودآور چه هزینهای خواهد داشت؟
تحلیل مفهوم
هنگام بررسی پتانسیل مفهوم خود، باید پرسشهای کمی متعددی بپرسید و پاسخ دهید. آیا اعداد از ایده شما پشتیبانی میکنند؟ آیا جامعه شما از نظر اقتصادی در حال تقلاست؟ آیا روندهای غذایی از فرضیات رشد شما پشتیبانی میکنند؟
برای تحلیل امکانسنجی مفهوم، باید آمار صنعت خدمات غذایی، شرایط اقتصادی محلی، پتانسیل رشد جامعه، جمعیتشناسی مشتری و الگوهای مصرفکننده را بررسی کنید.
به دادههای گردآوریشده نگاه کنید تا مشخص شود:
- وعدههایی که مردم هنگام بیرون غذا خوردن مصرف میکنند. آیا مشتریان بالقوه فقط آخر هفتهها صبحانه بیرون میخورند؟ آیا رقبای شما در ساعات ناهار شلوغتر هستند؟ آیا مردم محلی علاقهمند به ماندن بعد از کار هستند؟
- الگوهای ترافیک اطراف مکان شما. آیا الگوهای رفتوآمد طبیعی از جلوی رستوران شما میگذرند؟ آیا در یک موقعیت مقصدی قرار دارید که مردم را به سمت شما میآورد؟ آیا دسترسی آسان است یا باید دور بزنند تا به شما برسند؟
- سلامت اقتصادی جامعه شما. همه نیاز به غذا دارند، اما غذا خوردن بیرون یک فعالیت اختیاری است که مستقیماً تحت تأثیر نوسانات اقتصادی قرار میگیرد. آیا جامعه شما در حال رشد است؟ آیا کسبوکارها در حال تعطیل شدن هستند؟
- شرایط فصلی. آیا نوسان جمعیتی فصلی دارید؟ آیا نزدیک یک مقصد گردشگری هستید؟ آیا مردم در طول تابستانهای طولانی و گرم به غذای سنگین و راحت علاقه دارند؟
- سابقه و الگوهای هزینه. آیا مردم محلی پول غذا خوردن خود را در فستفود خرج میکنند یا در رستورانهای شام سطح بالا؟ آیا مشتریان بالقوه شما توان پرداخت پیشنهادهای شما را دارند؟
سؤال کلیدی این است: «آیا مفهوم رستوران من با دانستههایم درباره جامعه، مشتریان و رقبا همخوانی دارد؟» برای مثال، اگر در یک منطقه خوابگاهی قرار دارید که مردم هنگام خروج از شهر از آن عبور میکنند و هرگز برای صبحانه توقف نمیکنند، آیا راهاندازی یک خانه پنکیک منطقی خواهد بود؟
(این فرم میتواند برای جمعبندی مزایا و معایب یا درج نظرات استفاده شود.)
زمان
- دسترسی
- زمان راهاندازی (از برنامهریزی تا افتتاح)
مالی
- هزینه
- منابع مالی در دسترس
- سرمایهگذاران
- الزامات ارزش خالص شخصی
- مجموع بدهیها
- نقطه سر به سر
- حق امتیازها و هزینهها
- محدودیتهای خرید
- سودآوری فعلی
نامشهودها
- حسن نیت
- شناختهشدگی تاریخی
- شناختهشده در مقابل ناشناخته (موانع موفقیت یا سودآوری موجود)
- شهرت
- راحتی
انحصار
داراییها
- مکان
- تأسیسات
- تجهیزات
- کارکنان موجود
- پایگاه مشتریان
مالک
- استقلال
- تجربه تجاری
- تجربه خدمات غذایی
- تجربه مدیریت
- انتظارات مالک
- انتظارات بیرونی
- آموزش
- پشتیبانی
سهم بازار
- پشتیبانی بازاریابی
- ترکیب محصول
- رقابت
- نیازهای مشتری
- سایر
طرح بازاریابی
طرح بازاریابی اولین طرح اضافی است که باید ایجاد شود. ما در ادامه این فصل درباره طرح بازاریابی، طرح مدیریت و طرح مالی صحبت خواهیم کرد.
بازاریابی نقش حیاتی در موفقیت کسبوکار دارد. میزان موفقیت یا شکست شما در نهایت به این بستگی دارد که چقدر خوب کسبوکار خود را بازاریابی میکنید. عنصر کلیدی یک طرح بازاریابی موفق شناخت مشتریان — علایق، نارضایتیها و انتظارات آنها — است. با شناسایی این عوامل، میتوانید استراتژی بازاریابیای توسعه دهید که نیازهایشان را برانگیزد و برآورده کند.
مشتریان خود را بر اساس سن، جنسیت، سطح درآمد/تحصیلات و محل سکونت شناسایی کنید. در ابتدا فقط آن دسته از مشتریانی را هدف قرار دهید که به احتمال زیاد محصول یا خدمات شما را خریداری میکنند. با گسترش پایگاه مشتری، باید طرح بازاریابی خود را برای پوشش سایر مشتریان اصلاح کنید.
یک طرح بازاریابی برای کسبوکارتان با پاسخ دادن به این پرسشها تدوین کنید (مالکان بالقوه فرانشیز باید از استراتژی بازاریابیای که اعطاکننده فرانشیز تدوین کرده، استفاده کنند). طرح بازاریابی شما باید در طرح تجاریتان گنجانده شده و شامل پاسخ به پرسشهای زیر باشد:
- مشتریان شما چه کسانی هستند؟ بازار هدف(ها) را تعریف کنید.
- آیا بازارهای شما در حال رشد هستند؟ ثابتاند؟ در حال کاهشاند؟
- سهم بازار شما در حال رشد است؟ ثابت است؟ کاهش یافته است؟
- اگر فرانشیز است، بازار شما چگونه بخشبندی شده است؟
- آیا بازارهایتان بهاندازه کافی بزرگ برای گسترش هستند؟
- چگونه سهم بازار خود را جذب، حفظ و افزایش خواهید داد؟ اگر فرانشیز است، آیا اعطاکننده فرانشیز در این زمینه کمک خواهد کرد؟ چگونه فروش خود را ترویج خواهید کرد؟
- چه استراتژی قیمتگذاری طراحی کردهاید؟
رقابت
رقابت بخشی از زندگی است. ما برای شغل، ارتقا، بورس تحصیلی، در ورزش و تقریباً در هر جنبهای از زندگی رقابت میکنیم. کشورها در بازار جهانی برای مصرفکننده رقابت میکنند، همانطور که صاحبان کسبوکار فردی. پیشرفتهای فناوری میتواند حاشیه سود یک کسبوکار موفق را در یک چشم به هم زدن یا ظرف چند ساعت به شدت کاهش دهد. با در نظر گرفتن این و سایر عوامل، میتوان نتیجه گرفت که کسبوکار عرصهای بسیار رقابتی و بیثبات است. به دلیل این بیثباتی و رقابت، شناخت رقبا اهمیت دارد. پرسشهایی از این دست میتوانند به شما کمک کنند:
- پنج رقیب مستقیم نزدیک شما چه کسانی هستند؟
- رقبای غیرمستقیم شما چه کسانی هستند؟
- وضعیت کسبوکار آنها چگونه است: ثابت؟ در حال افزایش؟ در حال کاهش؟
- از عملیات آنها چه آموختهاید؟ از تبلیغاتشان چه؟
- نقاط قوت و ضعف آنها چیست؟
- منو یا خدمات آنها چه تفاوتی با شما دارد؟
یک پرونده برای هر یک از رقبای خود شروع کنید. پاکتهای جداگانه از تبلیغات، مواد تبلیغاتی و تکنیکهای قیمتگذاری آنها نگه دارید.
این پروندهها را بهطور دورهای مرور کنید تا مشخص شود چه زمانی و هر چند وقت یکبار تبلیغ میکنند، تبلیغات را حمایت میکنند و فروش ارائه میدهند. متن استفادهشده در تبلیغات و مواد تبلیغاتی و استراتژی فروش آنها را مطالعه کنید. برای مثال، آیا متن آنها کوتاه است؟ توصیفی است؟ جذاب است؟ برای فروش تا چه حد قیمتها را کاهش میدهند؟ استفاده از این تکنیک میتواند به شما کمک کند تا بهتر رقبای خود و نحوه عملکرد آنها را درک کنید.
قیمتگذاری و فروش
استراتژی قیمتگذاری شما یک تکنیک بازاریابی دیگر برای بهبود رقابتپذیری کلی است. درک درستی از استراتژی قیمتگذاری رقبایتان به دست آورید. به این ترتیب میتوانید تعیین کنید آیا قیمتهای شما با رقبای بازار محلی و میانگینهای صنعتی همراستا هستند یا خیر. برخی ملاحظات قیمتگذاری عبارتاند از:
- هزینه منو و قیمتگذاری
- موقعیت رقابتی
- قیمتگذاری پایینتر از رقبا
- قیمتگذاری بالاتر از رقبا
- خطمشی قیمتگذاری
- قیمتگذاری چندگانه
- اجزای خدمات
- هزینههای مواد
- هزینههای نیروی کار
- هزینههای سربار
کلید موفقیت، داشتن استراتژی برنامهریزیشده، ایجاد سیاستها و پایش مداوم قیمتها و هزینههای عملیاتی برای اطمینان از سود است. حتی در یک فرانشیز که اعطاکننده، رویهها و مواد عملیاتی را ارائه میدهد، سیاست خوبی است که از تغییرات بازار آگاه باشید، زیرا این تغییرات میتوانند بر رقابتپذیری و حاشیه سود شما تأثیر بگذارند.
تبلیغات و روابط عمومی
نحوهای که رستوران خود را تبلیغ و ترویج میکنید، میتواند عامل موفقیت یا شکست کسبوکارتان باشد. داشتن یک محصول یا خدمت خوب بدون تبلیغ و ترویج آن، مثل نداشتن کسبوکار است. بسیاری از صاحبان کسبوکار بر این باور غلط عمل میکنند که کسبوکار خودش را تبلیغ خواهد کرد و در نتیجه پولی را که باید صرف تبلیغات و ترویج شود، به بخشهای دیگر منتقل میکنند. تبلیغات و ترویج شریان حیاتی یک کسبوکار است و باید همانگونه با آن برخورد شود. من یک فصل کامل از این کتاب را به بازاریابی و تبلیغ رستوران شما اختصاص دادهام.
یک برنامه طراحی کنید که از تبلیغات و شبکهسازی بهعنوان ابزاری برای ترویج کسبوکارتان استفاده کند. متنهای کوتاه و توصیفی تهیه کنید که کالا یا خدمات، مکان و قیمت شما را بهروشنی معرفی کند. از جملات جذاب برای جلب توجه خوانندگان، شنوندگان یا بینندگان خود استفاده کنید. در مورد فرانشیز، اعطاکننده فرانشیز مواد تبلیغاتی و ترویجی را بهعنوان بخشی از بسته فرانشیز ارائه خواهد کرد؛ ممکن است برای استفاده از هرگونه مواد تبلیغی که شما و کارکنانتان تهیه میکنید، نیاز به تأیید داشته باشید. بهعنوان یک رفتار حرفهای، به اعطاکننده فرصت دهید این مواد را بررسی، اظهار نظر و در صورت لزوم تأیید کند. مطمئن شوید تبلیغاتی که تهیه میکنید با تصویری که اعطاکننده فرانشیز در تلاش برای القای آن است همراستا باشد. به یاد داشته باشید، هر چه توجه و دقت بیشتری به برنامه بازاریابی خود اختصاص دهید، کسبوکار شما موفقتر خواهد بود.
طرح مدیریت
مدیریت یک کسبوکار بیش از صرفاً تمایل به رئیس خود بودن نیاز دارد. این کار نیازمند تعهد، پشتکار، توانایی تصمیمگیری و توانایی مدیریت کارکنان و امور مالی است. طرح مدیریت شما، همراه با طرحهای بازاریابی و مدیریت مالی، زیربنای موفقیت کسبوکار شما را تشکیل میدهند.
مردم باارزشترین منابع یک کسبوکار هستند. شما متوجه خواهید شد که کارکنان و پرسنل نقش مهمی در کل عملیات کسبوکارتان دارند. ضروری است بدانید چه مهارتهایی دارید و کدامها را ندارید. باید پرسنلی استخدام کنید که مهارتهای مورد نیازتان را تکمیل کرده و بخشی از تیم شوند. آنها را از تغییرات مطلع کنید و بازخوردشان را بگیرید. کارکنان ایدههایی دارند که میتواند منجر به بازارهای جدید، نوآوری در محصولات یا خدمات موجود یا خطوط جدید محصولات یا خدماتی شود که رقابتپذیری کلی شما را بهبود میدهد.
طرح مدیریت شما باید به این پرسشها پاسخ دهد:
- چگونه پیشینه/تجربه تجاری شما در این کسبوکار کمک خواهد کرد؟
- نقاط ضعف شما چیست و چگونه میتوانید آنها را جبران کنید؟
- چه کسانی در تیم مدیریت خواهند بود؟
- نقاط قوت/ضعف آنها چیست؟
- وظایف آنها چیست؟
- آیا این وظایف بهروشنی تعریف شدهاند؟
- اگر فرانشیز است، چه نوع کمکی از اعطاکننده فرانشیز انتظار دارید؟
- آیا این کمک مداوم خواهد بود؟
- نیازهای پرسنلی فعلی شما چیست؟
- برنامههای شما برای استخدام و آموزش کارکنان چیست؟
- چه حقوق، مزایا، تعطیلات و مرخصیهایی ارائه خواهید داد؟ اگر فرانشیز است، آیا این مسائل در بسته مدیریتی اعطاکننده پوشش داده شدهاند؟
- چه مزایایی (اگر وجود دارد) در حال حاضر توان ارائه آن را دارید؟
اگر فرانشیز است، رویههای عملیاتی، دفترچهها و موادی که اعطاکننده تهیه کرده باید در این بخش از طرح تجاری گنجانده شوند. این اسناد را هنگام نوشتن طرح تجاری با دقت مطالعه کنید و مطمئن شوید مطالب مرتبط در طرح آورده شده است. اعطاکننده فرانشیز باید به شما در مدیریت فرانشیز کمک کند. از تخصص او استفاده کرده و یک طرح مدیریت ایجاد کنید که موفقیت فرانشیز شما را تضمین کند و نیازها و انتظارات کارکنان و همچنین اعطاکننده را برآورده سازد.
طرح مالی
مدیریت مالی sound (سالم و اصولی) یکی از بهترین روشها برای سودآوری و پایداری کسبوکار شماست. نحوه مدیریت امور مالی، سنگبنای هر کسبوکار موفق است. هر سال هزاران کسبوکار به دلیل مدیریت مالی ضعیف شکست میخورند. بهعنوان صاحب کسبوکار، باید سیاستهایی را شناسایی و اجرا کنید که منجر به و تضمینکننده انجام تعهدات مالی شما باشند.
برای مدیریت مؤثر امور مالی، یک بودجه سالم و واقعبینانه با تعیین میزان پول موردنیاز برای افتتاح کسبوکار (هزینههای راهاندازی) و مقدار لازم برای ادامه فعالیت (هزینههای عملیاتی) طراحی کنید. نخستین گام در ایجاد یک طرح مالی سالم، طراحی یک بودجه راهاندازی است. بودجه راهاندازی شما شامل هزینههای یکبارهای مانند تجهیزات اصلی، ودیعه خدمات عمومی و پیشپرداختها خواهد بود.
بودجه راهاندازی
بودجه راهاندازی باید شامل این هزینهها باشد:
- پرسنل (هزینهها قبل از افتتاح)
- هزینههای حقوقی/حرفهای
- اشغال (اجاره/ودیعه)
- مجوزها/پروانهها
- تجهیزات
- بیمه
- لوازم
- تبلیغات/ترویج
- حقوق و دستمزد
- حسابداری
- درآمد
- خدمات عمومی
- هزینههای حقوق و دستمزد
بودجه عملیاتی
بودجه عملیاتی زمانی تهیه میشود که آماده افتتاح کسبوکار هستید. بودجه عملیاتی اولویتهای شما در خرج پول، هزینههایی که متحمل میشوید و نحوه تأمین آن هزینهها (درآمد) را نشان میدهد. بودجه عملیاتی شما باید پولی برای پوشش سه تا شش ماه نخست فعالیت در نظر بگیرد. این بودجه باید شامل هزینههای زیر باشد:
- پرسنل
- بیمه
- اجاره
- استهلاک
- بازپرداخت وامها
- تبلیغات/ترویج
- حقوقی/حسابداری
- هزینههای متفرقه
- لوازم
- هزینههای حقوق و دستمزد
- حقوق و مزایا
- خدمات عمومی
- مالیاتها
- تعمیرات/نگهداری
- حق عضویت/اشتراک/هزینههای عضویت
بخش مالی طرح تجاری شما باید شامل موارد زیر باشد:
- هرگونه درخواست وام ثبتشده
- فهرست تجهیزات سرمایهای و لوازم
- ترازنامه
- تحلیل نقطه سر به سر
- پیشبینی درآمد (صورت سود و زیان)
- پیشبینی جریان نقدی
صورت سود و زیان و پیشبینی جریان نقدی باید شامل خلاصه سهساله، جزئیات ماهانه برای سال اول و جزئیات فصلی برای سال دوم و سوم باشد.
سیستم حسابداری و سیستم کنترل موجودی که استفاده خواهید کرد نیز معمولاً در این بخش از طرح تجاری بررسی میشوند. مشاور مالی شما باید این سیستمها را طراحی کند و به شما در توسعه این بخش از طرح کمک نماید. اگر فرانشیز است، اعطاکننده ممکن است در قرارداد فرانشیز نوع سیستم حسابداری و کنترل موجودی را مشخص کند. او احتمالاً سیستمی آماده دارد که میتوانید اتخاذ کنید. شما نیاز به درک کامل هر بخش و نحوه عملکرد آن دارید.
پرسشهایی برای تعیین سرمایه اولیه لازم برای خرید و افتتاح یک فرانشیز:
- چقدر پول دارید؟
- چقدر پول برای خرید فرانشیز نیاز دارید؟
- چقدر پول برای راهاندازی نیاز خواهید داشت؟
- چقدر پول برای ادامه فعالیت نیاز دارید؟
سؤالات دیگر که باید در نظر بگیرید:
- چه نوع سیستم حسابداری استفاده خواهید کرد؟ تکورودی یا دوبل؟
- اهداف فروش و سود شما برای سال آینده چه خواهد بود؟ اگر فرانشیز است، آیا اعطاکننده اهداف فروش و سود را تعیین میکند؟ یا انتظار دارد شما به سطح خاصی از فروش و حاشیه سود برسید؟
- چه پیشبینیهای مالی باید در طرح تجاری خود بگنجانید؟
- چه نوع سیستم کنترل موجودی استفاده خواهید کرد؟
طرح شما باید شامل توضیح تمام پیشبینیها باشد. مگر اینکه کاملاً با صورتهای مالی آشنا باشید، برای تهیه صورتهای جریان نقدی، صورت سود و زیان و ترازنامه کمک بگیرید. هدف شما تبدیل شدن به یک نابغه مالی نیست، بلکه درک ابزارهای مالی در حدی است که بتوانید از مزایای آن بهره ببرید. حسابدار یا مشاور مالی شما میتواند در رسیدن به این هدف کمک کند.
برای اطلاعات بیشتر درباره طرح تجاری، توصیه میکنم به منابع زیر مراجعه کنید:
- Opening a Restaurant or Other Food Business Starter Kit: How to Prepare a Restaurant Business Plan and Feasibility Study (Item # ORF-02)
- How to Write a Great Business Plan for Your Small Business in 60 Minutes or Less (Item # GBP-01)
هر دو عنوان از انتشارات Atlantic Publishing، www.atlantic-pub.com در دسترس هستند.
